تأثیر تمدن ایرانیان بر نفوذ گسترش اسلام در یمن - حسینیبیان، سیدمهدی - الصفحة ١٨٥ - ملاقات جابر با امام باقر
ملاقات جابر با امام باقر
جابر در مواقع و شراِیط مختلف با امام باقر ملاقات داشته است. در همه اِین مواقع به ابلاغ سلام پِیامبر صلِّی الله علِیه و آله به امام باقر مِی پرداخت و به ِیک مرتبه بسنده نمِیکرد.
١. روزِی جابر از کوچهاِی مِیگذشت، به امام باقر برخورد کرد و به او گفت: اِی نوجوان! بِیا. حضرت آمد. سپس گفت: برو. حضرت رفت. آنگاه جابر گفت: اِی نوجوان! اسمت چِیست؟ حضرت پاسخ داد: «اسْمِِی مُحَمَّدُ بْنُ عَلِِیِّ بْنِ الْحُسَيْنِ»؛ نامم محمد بن علِی بن حسِین: است. جابر سر حضرت را بوسِید و گفت: پدر و مادرم فداِی توباد، جدّت رسول الله صلِّی الله علِیه و آله به شما سلام مِیرساند.
حضرت با نگرانِی و تعجب به حضور پدرش امام سجاد رسِید و داستان را به او گفت. پدر از روِی تعجب پرسِید: «يَا بُنَِیَّ وَ قَدْ فَعَلَهَا جَابِرٌ»؛ اِی فرزندم! آِیا جابر با تو اِینچنِین برخورد کرد؟ امام باقر عرض کرد: آرِی. امام سجاد فرمود: «الْزَمْ بَيْتَكَ يَا بُنَِیَّ»؛ دِیگر در خانه بمان!
از آن تارِیخ به بعد جابر، صبح و عصر به خدمت حضرت باقر مِیرسِید تا بدانجا که مردم مدِینه مِیگفتند: از جابر(صحابِی کهنسال رسول خدا صلِّی الله علِیه و آله) عجب است که صبح و عصر به دِیدار اِین نوجوان مِیآِید! اِینگونه برخورد جابر با آن حضرت ادامه داشت تا