تأثیر تمدن ایرانیان بر نفوذ گسترش اسلام در یمن - حسینیبیان، سیدمهدی - الصفحة ١٧٤ - احترام جابر به ولاِیت امام حسن مجتبِی
جابر را از اصحاب و ِیاران امام مجتبِی شمرده است.[١]
جابر مِیگوِید: روزِی با امام حسن مجتبِی در مسجد النبِی نشسته بودِیم، به حضرت عرض کردم: دوست دارم معجزهاِی از شما ببِینم که آن را از شما براِی دِیگران حکاِیت کنم. حضرت پاِیش را به زمِین زد، درِیاها نماِیان شد در حالِی که کشتِیها در آنها در حرکت بودند. حضرت از درِیا ماهِی گرفت و به من داد. من به پسرم محمد گفتم: آن را به خانه ببر. به خانه بُرد و ما سه روز از آن مِیخوردِیم.[٢]
شِیخ طوسِی رحمه الله رواِیتِی را نقل مِیکند که از آن، عمق اِیمان و عشق پاِیدار جابر به امام حسن و امام حسِین علِیهما السلام دانسته مِیشود. او بر طبق سندِی از امام سجاد نقل مِیکند که در همان سالِی که امام حسن مجتبِی از دنِیا رفت، من پشت سر عموِیم حسن و پدرم حسِین در کوچههاِی مدِینه مِیرفتم در حالِی که هنوز به سنّ بلوغ نرسِیده بودم. در بِین راه جابر بن عبداللّه انصارِی و انس بن مالک همراه با جمعِی از قرِیش و انصار، با امام حسن و امام حسِین علِیهما السلام دِیدار نمودند. جابر بِیاختِیار خود را به دست و پاِی آندو بزرگوار انداخت و بر آن بوسه زد.
مردِی از بنِیامِیه که در مِیان جمع بود، به جابر اعتراض کرد و
[١] مناقب آل أبِی طالب: (لابن شهرآشوب)، ج٤، ص٤٠.
[٢] دلائل الإمامة (ط - الحدِیثة)، ص١٦٩.