تأثیر تمدن ایرانیان بر نفوذ گسترش اسلام در یمن - حسینیبیان، سیدمهدی - الصفحة ١٦٩ - جابر در جنگ هاِی دوران حکومت امام علِی
جنگ دوران حکومت امام علِی بود. شركت او در نبرد نهروان نِیز گزارش شده است و داستانِی را که در بازگشت از اِین سفر پِیش آمده را چنِین نقل مِیکند: در بَراثا (مسجدِی در بغداد) اميرالمؤمنين وقتى از جنگ با شراة (يعنى خوارج كه گمان ميكردند جان خود را براى تحصيل رضاى الهى در مقابل بهشت فروختهاند) باز مِیگشت، به امامت ايستاده و ما با اِیشان نماز را اقامه كردِیم و ما تقريباً صد هزار نفر بوديم. سپس مردى نصرانى از دِير خود فرود آمد و گفت: سردار اين سپاه كيست؟ ما به آن حضرت اشاره كرديم. او روى به حضرت نموده، سلام كرد و گفت: سرور من، آيا تو پيامبر خدا هستى؟ آن حضرت پاسخ فرمود: نه، پِیامبر صلِّی الله علِیه و آله كه سيّد و سرور من بود از دنيا رفته است. گفت: پس تو جانشين يا وصىّ پيامبرى؟ فرمود: آرى، سپس آن حضرت به او فرمود: بنشين، از چه رو اينها را پرسيدى؟ مرد نصرانى عرض كرد: من اين صومعه را بهخاطر همين موضع كه بَراثا است بنا كردهام و در كتب آسمانى خواندهام كه در اين محل، با اين جمعيّت فراوان نماز نميخواند مگر پيامبرى يا وصىّ پيامبرى و اكنون نيز آمدهام كه مسلمان شوم!
سپس آن مرد نصرانِی اسلام آورده و همراه ما روانه كوفه شد، اميرالمؤمنين از او پرسيد: چه كسى اينجا نماز خوانده است؟