تأثیر تمدن ایرانیان بر نفوذ گسترش اسلام در یمن - حسینیبیان، سیدمهدی - الصفحة ١٢ - نفوذ اِیرانِیان در ِیمن
نِیستند بفرستم. پس از مشورت با دربارِیان و مشاورِینش قرار شد که گروهِی از زندانِیان محکوم به اعدام را همراه سِیف بن ذِی ِیزن بفرستد تا بدِین وسِیله حبشِیان را از آنجا اخراج کنند. و اِین رأِی به تصوِیب رسِیده و مورد عمل قرار گرفت. تعداد جمعِیت آنها را در حدود هزار نفر نوشتهاند. همِین جماعت اندک توانستند حبشِیان را که تعداد آنها از سِی هزار هم بِیشتر بود از پا در آورند و همه را هلاک نماِیند.[١] فرماندهِی اِیرانِیان در اِین هنگام در ِیمن به عهده
[١] پس از هلاکت ابرهه پسرش ِیکسوم به جاِی او نشست و پس از ِیکسوم برادرش مسروق جانشِین او شد. در زمان او سِیف بن ذِی ِیزن که از امرا و شاهزادگان ِیمن بود، براِی دفع حبشِیان از قِیصر روم کمک خواست، ولِی قِیصر او را ِیارِی نداد. پس از آن به وسِیله نعمان بن منذر که از جانب خسرو انوشِیروان پادشاه ِیمن بود، شکاِیت به خسرو برد و انوشِیروان هشتصد تن از زندانِیان خود را به سرکردگِی وهرز نامِی که از خود اِیشان بود، در هشت کشتِی به سواحل ِیمن فرستاد. دو کشتِی از اِین کشتِیها در راه غرق شدند و شش کشتِی به سلامت به ساحل رسِیدند.چون مسروق پادشاه ِیمن اِین را بشنِید، با سپاهِی به سوِی اِیشان شتافت و وهرز پسر خود را براِی مقابله با اِیشان فرستاد. در اِین جنگ پسر وهرز کشته شد و سپاه او رو به هزِیمت نهادند و اِین امر و هرز را سخت بر انگِیخت تا انتقام پسرش را از مسروق بگِیرد. پس از آنکه وهرز و مسروق در برابر هم قرار گرفتند وهرز که تِیرانداز ماهرِی بود و کمان سختِی داشت که کمتر کسِی مِیتوانست آن را بکشد، کمان خود را کشِید و ابروان پر پشت خود را با پارچهاِی بست تا موهاِی آن مانع دِید او نشود و چون چشمانش اندک ضعفِی داشت از اطرافِیان خود خواست تا مسروق را به او بنماِیانند. چون مسروق را دِید و نشانهگِیرِیکرد زه کمان را کشِید و رها کرد و تِیر به مِیان دو چشم مسروق خورد و از پشت سرش بِیرون آمد و او مرده بِیفتاد. اِیرانِیان به لشکر حبش تاختند و آن را شکست دادند. ←