إرشاد القلوب ت مسترحمی - دیلمی، حسن بن محمد - الصفحة ٥٩ - باب چهارم در ترك دنيا و ياد مرگ
وَ كُلَّ إِنسانٍ أَلْزَمْناهُ طائِرَهُ فِي عُنُقِهِ وَ نُخْرِجُ لَهُ يَوْمَ الْقِيامَةِ كِتاباً يَلْقاهُ مَنْشُوراً[١] و ما نتيجه اعمال نيك و بد هر انسانى را طوق گردن او ساختيم و روز قيامت كتابى كه نامه اعمال او است بر او بيرون آريم كه همه آن را يك مرتبه ملاحظه كند، پس هر آينه طريقه عدالت را با تو پيموده آن كسى كه حساب تو را بخودت واگذار نموده، چنان كه ميفرمايد: اقْرَأْ كِتابَكَ كَفى بِنَفْسِكَ الْيَوْمَ عَلَيْكَ حَسِيباً[٢] باو خطاب رسد كه كتاب اعمالت را بخوان و بنگر در دنيا چه كردهاى كه تو خود تنها براى رسيدگى بحساب خويش كافى هستى.
و گفته است ... رفاقت نمودم در دنيا با جماعتى كه بخدا قسم نور چشم بودند، و كلمات آنها شفاى سينه بود، و پرهيزشان از حلال بيشتر از پرهيز شما است از حرام، و مراقبتشان بنمازهاى مستحب بيش از شما بود بنمازهاى واجب با داشتن شما اعمال بد و زشت، و بخدا قسم از ظاهر شدن اعمال حسنه خائفتر بودند از مشهور شدن كارهاى بد شما (كه ميترسيد ظاهر گردد)، و بخدا قسم ميپوشانيدند حسنات خود را بطورى كه شما گناهان خود را ميپوشانيد، با اين صفات و حالات نيكو باز هم گريه ميكردند، و شماها معصيت ميكنيد و مع ذلك هميشه خندانيد، فإنا للَّه و إنا إليه راجعون، ظاهر شد جفا و كم شدند علماء و پوشيده داشتند (مردم نادان) سنت را، و از قرآن دورى كردند و بدعت شايع گرديد، و مردم در أمر دين سستى ورزيدند و تعريف يك ديگر را بقرض قرار دادند، (كه تعريف ديگران را ميكنند و انتظار دارند كه ديگران هم تعريف ايشان را بنمايند) و مردمان نيكو از ميان رفتند و باقى ماندند اراذل و
[١]. ١٤- بنى اسرائيل
[٢]. ١٥- بنى اسرائيل