إرشاد القلوب ت مسترحمی - دیلمی، حسن بن محمد - الصفحة ١١٧ - باب سيزدهم در كوشش در عمل
مرا ياد نمودى براى تو أجر و ثواب است و مقام و عزت، و هر ساعتى كه بياد من نبودى پس ضايع كردى عمر خود را، چنان كه وحى رسيد بحضرت داود (ع) اى داود هر ساعتى را كه بياد من نباشى از عمر خود نابود و تباه ساختهاى.
و فرمود حضرت أمير ٧ هر كسى كه ساعتى از عمر خود را ضايع و باطل نمود طولانى مىشود حسرتش در قيامت.
حكايت كنند جوانى بود ارث زيادى از پدر بدست آورد، پس شروع كرد بانفاق و تصدق در راه خداوند، مادرش شكايت نمود بيكى از دوستان پدر آن جوان و گفت: ميترسم هر چه باشد انفاق نمايد و خود فقير گردد، پس آن مرد بنزد آن جوان آمد و گفت: براى خود چيزى باقى بگذار، جوان گفت: اى مرد چه ميگوئى در باره مردى كه ساكنست در بيرون شهر و اراده دارد كه ساكن در شهر گردد، پس امر كند بخدمتكاران كه اموال منقول او را بشهر برند و خود بعد بشهر آيد، آيا اين بهتر است يا اينكه دستور دهد بعد از او بياورند و بفرستند با اينكه يقين ندارد حتما خواهند فرستاد، آن مرد متنبه شد و جوان را بحال خود گذاشت و او را امر بانفاق نمود.
پس اى برادر بر تو باد بانفاق كردن كه در اوست سعادت دنيا و آخرت، و حقير و كوچك منگر كمى آن را زيرا (اندك اندك) جمع شود و زياد گردد، و مبادرت كن بدادن زكاة واجب بميل و رغبت و تأخير مينداز آن را زيرا شياطين احاطه ميكنند اطراف مؤمن را و باز ميدارند او را از دادن، و بزرگ مشمار آنچه را كه انفاق ميكنى پس اگر بزرگ دانستى أجر آن كم گردد نزد خداى تعالى و اگر كوچكش دانستى أجر