إرشاد القلوب ت مسترحمی - دیلمی، حسن بن محمد - الصفحة ٩٨ - باب هشتم در كوتاهى عمر
و ديگرى گفته:
|
إذا كانت السّتون عمرك لم يكن |
لدائك إلّا أن تموت طبيب |
|
|
و إنّ امرء قد عاش ستّين حجّة |
إلى منهل ورده لقريب |
|
|
إذا ذهب القرن الذى أنت فيهم |
و خلّفت في قرن فأنت غريب |
|
اگر عمر تو بشصت سال رسيد براى دردت طبيبى نيست جز آنكه بميرى، و اگر مردى شصت سال عمر نمود نزديكست كه بخوابگاه أبدى وارد شود، و اگر آن قرنى كه تو در آن زندگى ميكنى گذشت و داخل قرن ديگر شدى كه عمر تو از شصت سال تجاوز كرد خود را غريب بدان كه هر آن انتظار رفتن داشته باش.
و روايت شده در تفسير آيه: إِنَّما نَعُدُّ لَهُمْ عَدًّا[١] شماره ميكنيم براى ايشان شمردنى، يعنى نفسهائى كه زده و سخنهائى كه گفته ضرر و زيانش را مىبيند اگر در اطاعت خدا صرف نكرده باشد.
و گفتهاند بعضى: عمر كوتاهست و راه سفر دور پس مشغول باصلاح خود باش و باندازه طول سفر زاد و توشه مهيا كن و از اندوختههاى خويش نفعى بگير، و پيش فرست از دنيا براى آخرت قبل از آنكه باضطراب در آئى و از تو حساب بخواهند و حال آنكه ديگران از ثروت تو لذت ميبرند و استفاده ميكنند. چنان كه شاعر ميگويد:
|
لهفى على عمر ضيّعت أوّله |
و غال آخره الاسقام و الهرم |
|
|
كم أقرع السنّ عند الموت من ندم |
و أين يبلغ قرع السنّ و النّدم |
|
|
هلا انتهيت و وجه العمر مقتبل |
و النفس في جدّة و العزم مختزم |
|
[١]. ٨٨- مريم