إرشاد القلوب ت مسترحمی - دیلمی، حسن بن محمد - الصفحة ٨٨ - باب پنجم ياد عذاب و آخرت
زندگانى مرگيست، و با دنيا آخرتيست، و براى هر چيزى حسابيست، و بر هر چيزى نگهبانى هست، و براى هر نيكوئى ثوابى هست، و براى هر گناهى عقابى هست، اى قيس چارهاى نيست از براى تو از قرينى كه دفن شود با تو و او زنده است و دفن ميشوى تو با او و تو مردهاى پس اگر او كريم باشد گرامى خواهد داشت تو را و اگر لئيم باشد بحال خود خواهد گذاشت تو را و بفرياد تو نرسد و محشور نخواهى شد مگر با او و مبعوث نشوى مگر با او و سؤال كرده نخواهى شد مگر از او، پس قرار مده آن را مگر صالح زيرا اگر صالح باشد انس خواهى گرفت با او و اگر فاسد باشد وحشت نخواهى نمود مگر از او و آن عمل تست، عرض كردم يا رسول اللَّه دوست داشتم كه اين موعظه بنظم آورده شود تا ما افتخار كنيم بآن بر هر كه نزديك ما است از عرب و هم آن را ذخيره خود ميكرديم.
آن جناب فرستاد حسان بن ثابت شاعر را حاضر كنند كه بنظم در آورد آن را، صلصال نامى از صحابه بنظم آورد و گفت:
|
تخيّر خليطا من فعالك إنّما |
قرين الفتى في القبر ما كان يفعل |
|
|
فلا بدّ بعد الموت من أن تعدّه |
ليوم ينادى المرء فيه فيقبل |
|
|
فان كنت مشغولا بشىء فلا تكن |
بغير الذى يرضى به اللَّه تشغل |
|
|
فلن يصحب الانسان من بعد موته |
و من قبله إلّا الذى كان يعمل |
|
|
ألا إنّما الانسان ضيف لأهله |
يقيم قليلا بينهم ثمّ يرحل |
|
اختيار كن شريك و دوستى را از افعال خود زيرا جز اين نيست كه قرين مرد در قبرش آن عمليست كه بجا مىآورد، بناچارى بايد مهيا كنى آن را براى روزى كه ندا كرده مىشود مرد در آن روز، و پيش ميرود (براى حساب) پس اگر مشغول بچيزى شدى نبايد بغير از آنچه كه خدا از آن