إرشاد القلوب ت مسترحمی - دیلمی، حسن بن محمد - الصفحة ١٢٠ - باب سيزدهم در كوشش در عمل
آن مرد عالم فرمود: ترا وصيت ميكنم بيك چيز و آن اينست كه شبانه روز بر تو ميگذرد پس بغفلت عمر تباه مكن و در شب و روز جديت نما بعمل صالح. اى برادر اگر تدبر و تفكر نمائى در اين گفتار و نصيحت مىيابى كه بزرگ موعظهايست.
و سؤال شد از عالمى: كه نيكوتر و شيرينتر از چيزها چه چيز است در قلب مؤمن؟ گفت يك چيز است و آن: ثمره و فائده عمل صالح، سؤال شد نهايت فرح و سرور در چيست؟ گفت: راحتى در هنگام مردن، و اين شعر را خواند:
|
ولدتك إذ ولدتك امّك باكيا |
و الناس حولك يضحكون سرورا |
|
|
فاجهد لنفسك أن تكون إذا بكوا |
في يوم موتك ضاحكا مسرورا |
|
اى فرزند هنگامى كه از مادر متولد ميشدى همه خندان و مسرور بودند فقط تو تنها گريان بودى پس كارى بكن در دنيا كه هنگام مردنت همه گريان باشند و تو خندان و مسرور مردى بحضرت صادق ٧ عرض كرد مرا وصيّت فرمائيد فرمود:
خود را مجهّز كن براى رفتن، و زاد و توشه آماده كن براى سفرى كه بسيار طولانى است، و خود وصى خويشتن باش (كه كس نيارد ز پس تو پيش فرست) و اميد مدار كه ديگران يا فرزندانت بعد از مرگ تو چيزى فرستند، پس از اموال خود انفاق نما و كوشش در اعمال خير كن، چون كه نزديكست امروز يا فردا از دنيا رخت بر بندى و بقبر وارد شوى.
و شاعر نيكو گفته:
|
خرجت من الدّنيا فقامت قيامتى |
غداة أقلّ الحاملون جنازتى |
|
|
و عجّل اهلى حفر قبرى فصيّروا |
خروجى عنهم من أجلّ كرامتى |
|