إرشاد القلوب ت مسترحمی - دیلمی، حسن بن محمد - الصفحة ٥٢ - باب سوم در مذمت دنيا
باب سوم در مذمت دنيا
|
عجبا عجبا لغفلة الانسان |
قطع الحياة بذلة و هوان |
|
|
فكرت في الدنيا فكانت منزلا |
عندى كبعض منازل الركبان |
|
|
مجرى جميع الخلق فيها واحدا |
فكثيرها و قليلها سيّان |
|
|
أبغى الكثير إلى الكثير مضاعفا |
و لو اقتصرت على القليل كفانى |
|
|
للَّه در الوارثين كأنني |
بأخصّهم متبرّم بمكانى |
|
|
قلقا يجهّزنى إلى دار البلا |
متحيّرا لكرامتى بهوانى |
|
|
متبرّيا حتى إذا نشر الثرى |
فوقى طوى كشحا على هجران |
|
عجب است از غفلت انسان كه طى ميكند زندگى را بذلت و خوارى فكر نمودم در دنيا ديدم منزليست مانند منزل مسافران در بين راه كه از آن خواهند رفت و خط سير تمامى مردم در اين راه يكيست چه زياد باشند و چه كم، و من در اثر غفلت طالب اين بودم كه مالى بر اموالم افزوده كنم و حال آنكه اگر باندكى قناعت مينمودم مرا كفايت مىكرد و زيادتى اموال جز دشمنى وارث فائده ديگرى ندارد زيرا مىبينم كه وارثين من بيزارند از زنده بودن من و هر دقيقه انتظار مرگ مرا دارند، و دنيا در حركت است و مرا ميكشاند بآخرت و راهنماى من اعمال منست كه از آن متحيرم مرا بكجا خواهد برد.
و ديگرى گفته: