إرشاد القلوب ت مسترحمی - دیلمی، حسن بن محمد - الصفحة ١٥٥ - باب شانزدهم ساعت قيامت و آخر الزمان
خداوند تغيير ندهد عافيت و نعمت هيچ قومى را تا زمانى كه خود آن قوم تغيير دهند و از نيكى ببدى شتابند و بدل كنند اخلاق حميده را باخلاق رذيله.
و فرمود نبى اكرم ٦ اين امت از رحمت و نعمت خدائى دور نمىشوند مادامى كه معاونت نكنند امراء جور را و دوست ندارند صلحا و نيكوكاران اشرار را پس اگر اين چنين نباشند خداوند آنها را از خود براند و بفقر وفاقه مبتلايشان سازد و بدانشان را بر آنها مسلط نمايد و مملو نمايد قلوب آنها را از رعب و ترس و آنان خداى را مىخوانند و دعا مىكنند و ليكن مستجاب نميشود.
و فرمود آن حضرت بد بندهايست آنكه از خدا طلب آمرزش كند و معصيت نمايد، و اميد نجات از آتش و هول قيامت داشته باشد و ليكن عملى كه او را نجات دهد بجا نمىآورد و هر آن گناه ميكند و توبه را تأخير مىاندازد و از خداوند تمناهاى بيجا مىكند (مانند خواهش بهشت و درجات عاليه) پس واى بر او روزى كه بنزد پروردگار ميرود.
حكايت شده زمانى كه عمر بن هبيره از طرف هشام بن عبد الملك والى عراق شد طلبيد عامر بن شراحيل شعبى[١] و حسن بن يسار بصرى را و گفت: هشام پيش از آنى كه مرا والى عراق گرداند از من عهد و پيمان گرفت كه اگر مردم عراق كوچكترين خلافى را مرتكب شدند بدون آنكه از آنها سؤالى و بازجوئى كنم گردن آنها را قطع نمايم و اموال آنان را بستانم، شما در اين امر چه مىبينيد، شعبى ناسزا گفت و ليكن
[١]. او را بفقاهت و وثاقت ستودهاند و لكن نزد علماى اماميه مذموم و مطعونست و در كوفه سنه ١٠٤ بمرگ فجأه وفات كرد- مترجم.