إرشاد القلوب ت مسترحمی - دیلمی، حسن بن محمد - الصفحة ٥١ - باب دوم در زهد و تقوى
و هر كه نگهدارد خود را از بدى خداوند نگاه ميدارد او را از عذاب، همانا پرهيزكاران در دنيا و در آخرت بزرگند و فقها كشانندهاند مردم را بدرستى اعمال، و نشستن با آنها سبب زيادتى علم گردد، و اگر نبود دوستى ما مردم با دنيا هر آينه كسى مورد خشم خداوند نميشد.
و فرمود آن حضرت دوستى دنيا اول همه گناهان و كليد هر بدى است و سبب فاسد شدن تمامى نيكوئىها است، و تعجب در اينست كه خداى تعالى مىفرمايد: أَنَّما أَمْوالُكُمْ وَ أَوْلادُكُمْ فِتْنَةٌ*[١] جز اين نيست بحقيقت اموال و فرزندان شما اسباب فتنه و امتحان شما هستند (دل بآنها نبنديد) و مردم جمع ميكنند و دوست ميدارند آنها را: با دانستن اينكه از آنان جدا ميشوند و سؤال كرده ميشوند بر آنها، و چه بسيار نيكو گفته:
|
هى الدنيا تقول لمن عليها |
حذار حذار من بطشى و فتكى |
|
|
فلا يغرركم حسن ابتسامى |
فقولى مضحك و الفعل مبكى[٢] |
|
اين دنيا است كه ميگويد بكسانى كه در او هستند، دورى كنيد از سخت گرفتن من و كشتن ناگهانى من، و مغرور نشويد بلبخندها و رنگارنگى من، بدانيد گفتار من شيرين اما كارهاى من همه گرفتارى و گريه آور است.
[١]. ٢٨- الانفال
[٢]. مطلع قصيدهايست از ابو الفرج المخزومى و شعر در جامع الشواهد است با كمى اختلاف- مترجم.