عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٢٦١ - عزلت از ديدگاه عارفان
درآيد و گرد سراپرده وجودت برآيد كه تقويت نفس اماره و تربيت صفات ذميمه از آن است و روح را با نفس از اين معامله زيان است؛ زيرا كه چون با نفس خسيس مؤانست گيرد، به اتفاق به طريق نفاق، روى به اسفل السافلين نهد.
و گفتهاند كه: عقل با نفس هر دو جمع شدند- دل چو فرزند در وجود آمد، اگر فرزند گرامى از غايت نادانى در عقب مادر نفسانى رود، پدر پير عقلى نيز به محبت فرزند با هم متفق گردند و روى به دار فناى دنيا نهند.
اما اگر فرزند دل بالغ و رسيدن به امر: «فاتبعونى» متابعت پدر حقيقى كند، مادر نفسانى نيز بر سبيل موافقت با ايشان موافقت نمايد و به طريق صراط الله از جهان صورت ظاهره به عالم معنى باطنه مراجعت نمايد.
|
برخيز و بيا نفس مطيع خود كن |
مگذار كه روح عاجز نفس شود |
|
و بدان كه به خلوت و عزلت و عزل حواس و قطع طمع از ناس به مدد نفس الخناس، از دنياى دون شيطان ملعون منقطع و منفصل نمىشود.
بلكه عزلت هم چنان است كه احتما كردن در خستگى طعام و شربت زايد ناخوردن؛ زيرا كه طبيب حبيب صادق حاذق در معالجه بيمار از براى تيمار اول احتما فرمايد، بعد از آن چون ماده خام پخته گردد و مدد مواد فاسده كه مرض از آن مىانگيخت و در مىآويخت باقى نماند، به سبيل نصيحت از حكمت آن طبيب، اين پخته محتاج را به مسهل علاج فرمايد و قواى طبيعى و حرارت غريزى را اين سخن فرو خواند:
الحمية رأس كل دواء[١].
پرهيز كردن ريشه همه داروهاست.
[١] -فقه الرضا: ٣٤٠، باب ٩٠؛ بحار الأنوار: ٥٩/ ٢٦٠، باب ٨٨، حديث ١.