عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٢٤٩ - عزلت اصحاب كهف
مردم مىدانند و علامت صحت خبر و يا امكان وقوع آن به دست آمده است.
من معتقدم بر دين خود استوار باشيم و براى قتلى كه در كمين ما نشسته است استقامت داشته باشيم، محال است كه ما در برابر اين مجسمههايى كه اين نادانان پرستش مىكنند، سر تعظيم فرود آريم؛ زيرا ما فساد و بطلان اين مجسمهها را به دست آوردهايم و غير ممكن است كه دست از عبادت حضرت معبود برداريم، هر روزى كه خورشيد طلوع مىكند دليل وجود خدا را به همراه دارد و در هر جولان فكر، دليلى براى عظمت خدا موجود است.
شايعهها راست بود، اخبار درست بود، آنان را از منازلشان و از ميان جمع بستگانشان بيرون كشيدند و همه را در مقابل پادشاه ستمگر قرار دادند.
سلطان ظالم به جوانان گفت: مىخواستيد مطلبى را مخفى بداريد، ولى نتوانستيد، كوشيديد كه دين خود را پنهان داريد ولى پيروز نشديد و كارتان به آنجا رسيده كه گاهى مخفى هستيد و گاهى آشكار، از اخبار كم و بيش آگاهيد، به من خبر رسيده كه از دين پادشاه و رعيت خارج شده و به دينى روى كردهايد كه من نمىدانم آن را از كجا آوردهايد؟
براى من آسان است كه شما را رها كنم كه در دين خود سرگردان باشيد و اختيارتان را به دست خودتان بگذارم، ولى اين كار در صورتى بود كه من نمىدانستم از بزرگان قوم خود هستيد و از افراد برجسته طائفه خويش مىباشيد.
اگر مردم از وضع شما آگاه گردند، ممكن است به زودى به دين شما بيايند و آيين شما را قبول كنند و از عقايد شما پيروى نمايند و به دنبال آن رژيم و تاج و تخت من متلاشى شود و امنيت از دست برود.
من در شكنجه شما عجله نمىكنم، كيفر شما را به زودى متوجه شما نمىسازم، تا اين كه در كار خود كه بر آن اقدام مىكنيد فكر نماييد و به ملت و آيين مردم