عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٩٧ - حج با معرفت
خداى مهربان جهاد در راهش و حج خانهاش را در عوض رهبانيت و انزوا، براى ملت اسلام قرار داد، تا از مسير صحيح و قانونى به حريم روحانيت الهى راه يابند.
پروردگار متعال خانه خود را مقصد بندگان ساخت و اطراف آن را حرم قرار داد و موقعيت آن را بزرگ شمرد، عرفات را ميدان حرم خود ساخت و چنان در احترام آن خانه و اطرافش سفارش كرد كه كسى نتواند در آنجا صيد كند و از آن سرزمين پاك حتى يك گياه بيرون آورد و بسيارى از برنامههاى ديگر را از همگان منع كرد تا در اين رياضت به آدمى، درس نظم و خويشتندارى آموزد كه زندگى متكى بر نظم سرشار از منافع مادى و معنوى است.
آن كس كه به قصد خانه خدا حركت مىكند؛ چنان است كه به آهنگ زيارت خدا مىرود و زيارت دوست عجب لذتى دارد كه اگر كسى در عالم قلب و در دنياى معنى به اين زيارت نائل گردد، آن چنان مست باده ديدار مىشود كه تا ابد از آن مستى در نيايد.
|
ساقيا باده صبوح بده |
عاشقان را غذاى روح بده |
|
|
باده عشق ده به ما مستان |
مى بده ماى ما زما بستان |
|
|
در دلم نه حلاوت مستى |
تا شود نيستى من هستى |
|
|
زان صراحى كه جام رضوان است |
بادهاى ده كه جرعهاش جان است |
|
|
اى كه بر ياد لعل دلجويت |
باده ناخورده مستم از بويت |
|
|
نفسى بازپرس مستان را |
راحتى بخش مىپرستان را |
|
|
سوختم سوختم در آتش شوق |
بيخودم كن دمى به باده ذوق |
|
|
عجب آيد مرا زباده پرست |
باده عشق ناچشيده و مست[١] |
|
حج با معرفت
مناسب است زائر با حال بيدارى و قلبى پر از شوق و وجودى مالامال از اخلاص و با آشنايى كامل به مسائل حج، كارى كند كه در ميعاد معين به فيض لقاى حق، يعنى مقام قرب حضرت جانان نائل گردد، مسلم است كه كاميابى از مقام معنوى حق در صورتى ميسر است كه آدمى در تصفيه جان و تزكيه نفس و خروج از تمام گناهان ظاهر و باطن بكوشد، تا از اين راه وجود خود را آماده گرفتن فيض كند.
هر انسانى به اندازه معرفت و ظرفيت خود از حج برداشت مخصوصى دارد، ولى بايد بكوشد ظرفيت وجودى خود را گسترده كند، تا به درك تمام زواياى ملكوتى و معنوى اين سفر نائل گردد و به مقامات عالى الهى برسد.
حج، براى مردمى كه مفهوم حقيقى آن را دريابند، نوريست كه مىتواند جوانب تاريك حيات را روشن كند، مسئله حج قبل از اين كه يك امر عقيدتى يا دستور مذهبى يا سنت الهى باشد يك فرمان آموزشى و تربيتى و يك عامل بسيار مؤثر و مهم براى تحرك در همه شؤون وجود است.
خداوند مهربان به بنده با اخلاص و عبد پرقيمتش ابراهيم ٧ دستور داد تا مردم را براى طواف آن حريم بخواند، باشد كه از اين فيض عظماى الهى بهره گرفته و سود بىنهايت برند.
خانه خدا يك آزمايشگاه است و بايد از اولين نفر زائر تا آخرين فردشان در اين مركز معنوى آزمايش شوند.
اين خانه از سنگهاى سياه بىآلايش، بدون زينت و نقش و نگار بنا شده، تا از طريق اعمال ظاهر و باطن آن و انجام مناسكش، مردم از كششهاى مادى غلط و جاذبههاى شيطانى رها شوند.
[١] -عشاقنامه، فخرالدين عراقى.