عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٨٦ - حج يا معراج ملكوتى
و گريست، سپس براى ورود به حرم پاها را برهنه كرد و با پاى برهنه در حال تواضع قدم در حرم نهاد و قدم برداشت و فرمود:
اى ابان! هر كس اين عمل را بجا آورد، براى خدا، اينطور كه من بجا آوردم و تو ديدى، خداى سبحان صد هزار سيئه از او محو مىكند و صد هزار حسنه براى او مىنويسد و صد هزار درجه براى او ترفيع دهد و صد هزار حاجت او را برآورد[١].
حج يا معراج ملكوتى
چون با ديده بصيرت به عمل حج بنگرى، آن را معراجى ملكوتى براى روح خواهى يافت كه از بركت آن معراج به فيوضات عالى الهى مىرسى.
يكى از بينايان راه مىگويد:
عمل حج را نمىتوان با ساير مقررات دين مقايسه نمود، چه براى بسيارى از عبادات مانند: نماز و روزه و ذكر خداوند و مانند اينها اگر چه تأثير و نتيجه نيكو در روحيه شخص دارد، وليكن آن اثر به هر اندازه كه باشد محدود به حد معينى است، ولى عمل حج اگر از روى التفات و داراى اركان و شرايط مقرره باشد و به علت عدم توجه به حقيقت آن تباه نشود، كارزارى است كه انسان را به تمامى آنچه به شرح رفت مىرساند.
حج در روان انسان نيرويى ايجاد مىكند كه تا انسان زنده است در پنهان و آشكار نگهبان او خواهد بود و اين همان فيض الهى است كه از بركت اين معراج نصيب آدمى مىگردد.
[١] -الكافى: ٤/ ٣٩٨، باب دخول الحرم، حديث ١؛ وسائل الشيعة: ١٣/ ١٩٥، باب ١، حديث ١٧٥٥٢؛ بحار الأنوار: ٩٦/ ١٩٢، باب ٣٤، حديث ٣.