عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٨٤ - حج امام صادق
|
آن نه حسنى كه تغير كند از دور زمان |
وين نه عشقى كه در ايام جوانى باشد |
|
|
چون تو در كون و مكان هم نفسى نتوان يافت |
كه دمى محرم اسرار نهانى باشد |
|
|
گر دلم پى به سر گنج رضاى تو برد |
مايه سلطنت هر دو جهانى باشد |
|
|
خاطر نازكت ار شد متغير زعماد |
گنه از جانب اين بنده جانى باشد[١] |
|
حج امام صادق ٧
امام جعفر صادق ٧ در سفرى از سفرهاى حج خود افتخار هم سفرى خود را به مالك بن انس داد.
وقتى كه به ميقاتگاه رسيدند مالك مىگويد:
هنگام احرام كه راحله شتر امام ٧ به صحرا برسيد هرچه مىخواست لبيك را به صداى بلند بگويد صدا در گلوى او گلوگير و متقطع مىشد و نزديك بود از راحله بيفتد.
من گفتم: اى پسر رسول خدا! لبيك بگو، چارهاى نيست از اين كه بگويى، فرمود:
اى پسر ابو عامر! چسان جسارت و جرأت كنم كه بگويم: «لبيك اللهم لبيك».
ترس و هراس و وحشت از آن دارم كه خداى عزت و جلال به من بگويد:
«لالبيك»[٢].
[١] -عماد فقيه.
[٢] -الخصال: ١/ ١٦٧، حديث ٢١٩؛ الأمالى، صدوق: ١٦٩، المجلس الثانى والثلاثون، حديث ٣؛ بحار الأنوار: ٤٧/ ١٦، باب ٤، حديث ١.