عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٨٢ - مناظره امام صادق
شد، از مكان اول غايب است و در مكان دوم حاضر است ولى خدا كه جسم نيست كه انتقال برايش تصور شود، پس غايب نيست وحضور دارد، ولى ما حضور نداريم مگر بواسطه پرچم.
ابن ابى العوجاء سرافكنده برگشت، با ياران و همراهان مىگفت: من از شما خواسته بودم كه مرا به روى سجادهاى بنشانيد، شما مرا بر زير پاره اخگرى، آتش مجمرى افكنديد، آنان گفتند:
تو در مجلس امام صادق بس حقير بودى!!
آرى، آن جناب غايب نيست، غايب ما هستيم كه با اطاعت از دستورهاى او و پوشيدن لباس تقوا لايق حضور مىشويم، تا جايىكه به مقام فنا رسيده جز او چيزى را نبينيم.
حرمت اين خانه را با فراهم آوردن خشوع و خضوع نگهداريد و چون خواستيد به آن مقام برويد با خلوص نيت و پاكى همه جانبه حركت كنيد كه بينايان راه با همه عظمتى كه داشتند خود را در آنجا بسيار كوچك مىكردند و بسيار كوچك مىديدند.
آرى، بزرگان دين خود را در اين راه نديده مىگرفتند و با كوچك كردن خود در تعظيم و بزرگداشت آن هر چه بيشتر مىافزودند، تاجوران محيط دين با تواضع و خاكسارى پى در پى خود را به اين درگاه حق مىرساندند، حتى در اردوى امن جهان خود را مصغر و جزء مىكردند، با آن كه بزرگ بودند و مكبر و كل.
از اولياى اسلام، تواضع و خاكسارى را بنگريد تا چه حد و چه اندازه در اين راه بوده؟ ائمه مسلمانان : آنقدر در جنب اين خانه وارد شده و خود را ناديده مىگرفتند كه تشخص خود را هيچگاه مانع از تكرار خاكسارى بر در اين خانه قرار نمىدادند.