عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٤٥ - حج از ديدگاه حضرت زين العابدين
و كعبه را با ديده خود ديدى و در برابر آن نماز گزاردى؟ گفت: آرى.
فرمود: به هنگام ورود در حرم آيا در ضميرت بود كه از هر گونه بدگويى پشت سر برادران مسلمان دورى جويى و عيب گفتن اهل قبله را ترك نمايى؟ گفت: نه.
فرمود: زمانى كه وارد مسجد خيف شدى و نماز خواندى آيا اراده كردى كه از هيچ برنامهاى جز مخالفت با امر خداوند نترسى و به چيزى جز رحمت الهى اميد نداشته باشى؟ گفت: نه.
فرمود: وقتى گوسپند قربانى را سر بريدى آيا نيت كردى كه حلقوم طمع را جدا كنى و آيا به هنگام قربانى توجه داشتى كه راه ابراهيم را مىروى آن بزرگ انسانى كه يگانه فرزند عزيز خود را به قربانگاه آورد تا براى محبوب خود فدا كند؟ گفت: نه.
فرمود: هنگام بازگشت به مكه و طواف بيت در قصد و نيت داشتى كه از درياى عنايت حق بهره برده و به مسير بندگى و عبوديت روى آورده و به رشته محبت و ولايت او دست آويخته و واجبات حضرتش را ادا كرده به مقام قدس و رحمت او تقرب جويى؟ گفت: نه.
در اين حال بود كه صداى گريه امام بلند شد و شدت تأثر و ناراحتى او به اندازهاى بود كه گويا مفارقت روح از بدنش نزديك شده، مىگريست و پى درپى مىگفت: آه آه!
آن گاه فرمود: اى شبلى! آن كس كه دست به حجر الأسود بگذارد به مانند آنست كه با خداى خود دست داده.
نكو بنگر اى بنده ناچيز شكسته! و اى موجود ضعيف افتاده! كه كجايى و چه مىكنى، پاداشى را كه خداى بزرگ بر اين برنامه عالى قرار داده ضايع مكن و عهدى كه با دوست بستهاى مشكن، آگاهى و ميدانى كه روى گردانى از امر او گناه و معصيت است و مخالفت با فرمانش بزرگترين عامل شكستن پيمان تو با اوست.