عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٣٤٧ - شكل زمين و حكمت آن
زمين، از آن تشكيل مىشوند.
آب درياها و اقيانوسها، مادر بارانها و برفهاى زمين مىباشند، چون در اثر تبخير آن ها، باران و برف پديد مىآيد و اين درست به مقدار احتياج زندگان زمينى مىباشد.
اگر وضع كره زمين برخلاف اين بود چه مىشد؟
اگر بيست و هشت صدم سطح آن، آب بود و هفتاد و دو صدمش خاك بود، باران و برف يك سوم مىشدند.
اگر آب و خاك در زمين به نسبت ٥٠- ٥٠ بودند باران و برف از نصف مقدار موجود كمتر بودند، سطح زمين تبديل به بيابانى خشك و صحرايى سوزان مىگشت، نه گياهى در آن مىروييد و نه مرغزارى خرم در آن يافت مىشد، نه باغى و نه بوستانى ديده مىشد، نه محصولى بود و نه مزروعى، نه بيشهاى بود نه جنگلى كه انسانها و جانورها از آن ها تغذيه كنند.
تشنگى و گرسنگى همگان را فرا مىگرفت و همه نابود مىشدند و جاندارى در روى زمين باقى نمىماند.
آيا بهتر از اين نشانهاى براى او مىخواهى كه در ميان هزاران نسبت ميان آب و خاك، نسبتى را آورده كه دهنده حيات است؟
آيا بهتر از اين گواهى براى دانايى او، توانايى او، مهربانى او، مىخواهى؟ اگر انصاف در تو حكومت كند.
آرى، انديشه و تفكر در نعمت، انسان را با يك دنيا محبت با صاحب نعمت آشنا مىكند و از طريق اين آشنايى انسان را با مسؤوليتها روبرو كرده و در رأس تمام مسؤوليتها، مسؤوليت اطاعت از حضرت او را بر دوش وجود آدمى مىگذارد و از اين طريق انسان را، پروانهوار به دور شمع وجودش به حركت مىآورد.