عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٣٢٥ - حقيقت عقل و قلب
و ظاهرى و باطنى و مكانى و زمانى كرد، سپس حواس يافتههاى خود را به مغز داده و مغز براى رساندن انسان به واقعيتها، يافتهها را به قلب مىدهد و اين قلب است كه براى درك نهايى، آخرين منزل و مرحله است.
مثلا، انسان با چشم خويش خرابههاى كاخهاى ستمگران تاريخ را مىبيند، مغز ديده را مىگيرد، در اين صورت واقعيت علمى در دنياى درون درست مىشود، آن گاه قلب اين علم را مىفهمد، سپس انسان در نتيجه اين فهم عبرت گرفته و خويش را از ستم و ستمكارى دور مىكند.
دستگاههاى بسيار عظيم و پيچيدهاى چون:
دراكه، حافظه، متفكره، متخيله، متصوره، مميزه، مدبره، در ارتباط با مغز و قلب هستند كه هر يك براى خود دنياى اسرارآميزى هستند.
براى قدم گذاشتن در راه رشد و كمال انسان با تمام وجود، نيازمند به كار گرفتن تمام اين استعدادهاى خدايى است، با بكارگيرى حواس و دستگاههاى عظيم دماغى و قلبى، مىتوان به فضاى باعظمت معنى و باطن و حقايق و اسرار ملكوتى قدم گذاشت و در آنجا با رسالت انبيا و امامت ائمه : و آيات آفاقى و انفسى و تشريعى آشنا شد و از طريق اين آشنايى، به پاكى جان و دل و پاكى نفس و عمل رسيد.
مغز را براى انديشه در آنچه دستور انديشه داده شده و قلب را براى فهم محصول مغز بكار بگيريد كه تنها راه نجات و به دست آوردن سعادت دنيا و آخرت همين است.
حكيم نكته سنج، نظامى در ترغيب به انديشه و فهم مىگويد:
|
اى ناظر نقش آفرينش |
بردار خلل زراه بينش |
|
|
كين هفت حصار بركشيده |
بر هزل نباشد آفريده |
|