عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٣٢٤ - حقيقت عقل و قلب
قرآن مجيد فهم را از كفار سلب ولى تفكر را برايشان اثبات كرده، مىفرمايد:
[و مثل الذين كفروا كمثل الذي ينعق بما لا يسمع إلا دعاء و نداء صم بكم عمي فهم لا يعقلون][١].
داستان [دعوت كننده] كافران [به ايمان]، مانند كسى است كه به حيوانى [براى رهاندنش از خطر] بانگ مىزند، ولى آن حيوان جز آوا و صدا [آن هم آوا و صدايى كه مفهومش را درك نمىكند] نمىشنود. [كافران، در حقيقت] كر و لال و كورند، به همين سبب [درباره حقايق] انديشه نمىكنند.
و در مورد ديگر درباره كافرى مىفرمايد:
[إنه فكر و قدر][٢].
او [براى باطل كردن دعوت قرآن] انديشيد و [آن را] سنجيد.
آرى، آن كافر انديشيد ولى دنبال يافتن حقيقت آن انديشه نرفت و به آنچه سنجيده بود، توجه نكرده و به درك آن خود را حاضر نگردانيد.
در هر صورت دانستن، نتيجه فكر كردن و شناختن و فهميدن، كار قلب است و اين دو عضو بسيار مهم، گستردهترين و برترين نقش را در دستگاه حيات انسان دارند.
در تمام مسائلى كه در شرح جملات عالى روايت مطرح مىشود، توجه به عقل و قلب و مغز و دل به طور يكسان است و هر دو در زمينه تمام حقايقى كه بازگو مىشود مورد نظر است؛ زيرا نظام مسئله فكر و نتيجهگيرى از آن بدين صورت است: كه حواس پنچگانه را بايد وادار به رابطه گرفتن با حقايق مادى و معنوى
[١] -بقره( ٢): ١٧١.
[٢] -مدثر( ٧٤): ١٨.