عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٣١٧ - عبادت واقعى
هم اين است كه واجبات يا كارهايى كه در معناى واجب است، يعنى ترك حرام را بجا آورد و خلاصه، خوف زاهد او را وادار به ترك و رجا عابد او را وادار به فعل مىكند و اين دو طريق هر يك صاحبش را به اخلاص براى دين وامىدارد، نه اخلاص براى خدا كه صاحب دين است.
به خلاف طريقه سوم كه طريقه محبت است كه قلب را از هر تعلقى جز تعلق خدا پاك مىكند، از زخارف دنيا و زينتهاى آن، از اولاد و همسران، از مال و جاه و حتى از خود و آرزوهاى خود پاك مىسازد و قلب را منحصرا متعلق به خدا و هر چه كه منسوب به خداست، از دين و آورنده دين و ولى در دين و هر چه كه برگشتش به خدا باشد مىسازد، آرى، محبت به هر چيز، محبت به آثار آن نيز هست.
عراقى آن عارف شوريده چه نيكو مىگويد:
|
اى زده خيمه حدوث و قدم |
در سرا پرده وجود و عدم |
|
|
جز تو كس واقف وجود تو نيست |
هم تويى راز خويش را محرم |
|
|
از تو غايب نبودهام يك روز |
وز تو خالى نبودهام يك دم |
|
|
آن گروهى كه از تو با خبرند |
بر دو عالم كشيدهاند رقم |
|
|
پيش درياى كبرياى تو هست |
دو جهان كم زقطرهاى شبنم |
|
|
بىوجودت جهان وجود نداشت |
از جمال تو شد جهان خرم |
|
|
چون تجلى است در همه كسوت |
آشكارست در همه عالم |
|
|
كه به غير از تو در جهان كس نيست |
جز تو موجود جاودان كس نيست |
|
آنان كه به هستى، بدان گونه نگريستند و محصول نظر آنان عشق و محبت به صاحب هستى شد، از كارها آن كارى را دوست مىدارند كه خدا دوست دارد و آن