عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٣١٥ - عبادت واقعى
و احتياجى تنزيه مىكنند، هم چنان كه فرمود:
[و إن من شيء إلا يسبح بحمده][١].
وهيچ چيزى نيست مگر اين كه همراه با ستايش، تسبيح او مىگويد.
پس اين دسته از مردم در معرفت اشيا، از راهى سلوك مىكنند كه پروردگارشان بدان راهنمايى كرده و نشانشان داده و آن راه اين است كه هر چيزى را آيه و علامت صفات جمال و جلال او مىدانند و براى هيچ موجودى نفسيت و اصالت و استقلال نمىبينند و به اين نظر به موجودات مىنگرند كه آيينههايى هستند كه با حسن خود حسن ماوراى خود را كه حسنى لا يتناهى است جلوهگر مىسازند و با فقر و حاجت خود، غناى مطلقى را كه محيط به آن هاست نشان مىدهند و با ذلت و مسكنتى كه دارند، عزت و كبرياى ما فوق خود را حكايت مىكنند.
و پر معلوم است كه آن دسته از مردم كه نظرشان به عالم هستى، چنين نظرى باشد خيلى زود نفوسشان مجذوب ساحت عزت و عظمت الهى گشته و محبت به او آن چنان بر دلهاشان احاطه پيدا مىكند كه هر چيز ديگرى و حتى خود آنان را از يادشان مىبرد و رسم و آثار هوا و هوس و اميال نفسانى را، به كلى از صفحه دلهاشان محو مىكند و دلهاشان را به دلهايى سليم مبدل مىسازد كه جز خداى عز اسمه، چيز ديگرى در آن نباشد، هم چنان كه فرموده:
[و الذين آمنوا أشد حبا لله][٢].
ولى آنان كه ايمان آوردهاند، محبت و عشقشان به خدا بيشتر و قوىتر است.
و لذا اين طبقه، دو طريق اول را كه يكى طريق خوف و ديگرى طريق رجاء
[١] -اسرا( ١٧): ٤٤.
[٢] -بقره( ٢): ١٦٥.