عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٣١٠ - وظايف انسان در واجبات
مىورزد، ديگرى وظيفهاش تحصيل علم به فرايض و آداب و سنن است، حقير و سبك مىشمارد.
يكى ديگر موظف است كه نهايت اهتمام به واجبات و محرمات داشته باشد، ولى به امور غير لازم و كارهاى مستحبى مىپردازد.
آن يكى نماز نمىخواند و دم از ديندارى مىزند، يا روزه نمىگيرد و از فوايد روزه مذاكره مىكند، يا اموال مردم را مىخورد و دست و صورت آب مىكشد.
يا به كتاب خدا و سنت عمل نكرده و به حرف خدا و پيغمبر گوش نمىدهد و خود را عالم به حقيقت تصور مىكند، يا اهل علم و دانش را مسخره كرده و عقل و برهان را كوچك شمرده و به سخن هر مدعى دروغگو تسليم مىشود، يا مرتكب صدها خيانت و جنايت و بى انصافى و ربا خوارى و ظلم و دروغ و حيله و تزوير و تهمت و غيبت و بدگويى مىشود و در صف اول جماعت جا مىگيرد و به طور اجمال اغلب مردم متدين در مقام تشخيص وظيفه دچار اشتباه و انحراف مىگردند و بسا هست كه به خاطر بجا آوردن امرى مستحب، ترك تكليف واجب مىكنند، يعنى آن اندازه كه به امور مستحبى و يا مرسوم و عرفى و متداول اهميت مىدهند، به وظايف و فرايض لازم خود اهتمام ندارند و مىتوان گفت: نود درصد از مرسومات ميان مردم برخلاف شرع و عقل مىباشد و اين معنى با دقت كردن در رسوم متداول در مجالس جشن و عقد و تعزيت و ديد و بازديد و مهمانى، خوب روشن مىشود و مفهوم بدعت گاهى در بعضى از اين امور صدق مىكند و اگر كسى بخواهد تقوا داشته باشد و مراقب حركات و اعمال خود باشد، مىبايد از اين گونه مجالس و اين رقم مصاحبتها بپرهيزد.