عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٢٩٨ - درجات علم
ذات و صفات او به كس نماند و هيچ كس هيچ نكند الا او بيند و داند.
[اعملوا ما شئتم إنه بما تعملون بصير][١].
عقل را به كنه معرفت او راه نيست و بازمانده و نادان است و عشق نيز در شناخت جمال و جلال او حيران است، هر كه او وى را برگزيد و خواست او را دانست و آن را كه نخواست دائما شيفته و سرگردان است و اگر چه اين سريست كه بس پنهان است، اين رمز منظوم در اشاره معرفت او دليل و بيان است.
|
عشقم كه در دو كون مكانم پديد نيست |
عنقاى مغربم كه نشانم پديد نيست |
|
|
زابرو و غمزه هر دو جهان صيد كردهام |
منگر بدان كه تير و كمانم پديد نيست[٢] |
|
درجات علم
بايد كه محقق بداند كه اين است، اعتقاد درست كه بنده را علم توحيد و يگانگى پروردگار خود حاصل شود و اين علم را سه درجه است:
علم اليقين و عين اليقين و حق اليقين.
علم اليقين آن است كه بنده را به قوت ايمان و طهارتى كه دل وى را حاصل بود از شك و شبهت برهاند و به رؤيت آلاء و نعماء و آيات بينات و علاماتى كه همه دليل است بر وجود خداى عزوجل، برساند.
و اما عين اليقين و حق اليقين درجه انبيا و اولياست، هرگاه كه شخص در شرايط طريقت و ترك ما سوى الله درست آيد، راه آن بر وى بگشايند و ذوق آن بيابد و به تدريج به تحقيق آن رسد.
[١] -فصلت( ٥٤): ٤٠. هر چه مىخواهيد انجام دهيد، بىترديد او به آنچه انجام مىدهيد، بيناست.
[٢] -فخرالدين عراقى.