عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٢٩٧ - معرفت يا اصل همه فضايل
كجاست و روا نبود كه پرسند كه چيست يا چون است، زندهايست كه هرگز نميرد و دانايى است كه هيچ بر وى پوشيده نباشد، قادرى است كه از هيچ چيز عاجز نيايد، هر چه هست و باشد همه به ارادت و مشيت اوست، هر چه نيست و نباشد همه به اختيار و منع اوست. متكلم است به كلام ازلى، هر چه خواهد با هر كه خواهد.
[وحيا أو من وراء حجاب][١].
قرآن، كلام اوست، به كلام خلق نماند، بينايى است كه هيچ چيز از نظر او غايب نشود، شنوايى است كه هيچ چيز سمع او را از هيچ چيز مشغول نگرداند.
لا يشغله سمع عن سمع[٢].
[ليس كمثله شيء و هو السميع البصير][٣].
حاضرى است كه از هيچ كس و هيچ چيز غايب نشود و اگر كسى خواهد كه از وى چيزى پنهان كند، يا بگريزد ميسر نشود.
[و هو معكم أين ما كنتم][٤].
نه كس او را زاد و نه كس از او زاده و نه كس او را همتاست.
[لم يلد و لم يولد\* و لم يكن له كفوا أحد][٥].
[١] -شورى( ٤٢): ٥١. مگر از راه وحى يا از پشت حجاب غيب.
[٢] -المناقب: ٢/ ٢٤٧؛ بحار الأنوار: ٣٩/ ١٣٢، باب ٧٩، حديث ٤.
[٣] -شورى( ٤٢): ١١. هيچ چيزى مانند او نيست و او شنوا و بيناست.
[٤] -حديد( ٥٧): ٤. و او با شماست هرجا كه باشيد.
[٥] -اخلاص( ١١٢): ٣- ٤. نزاده، و زاييده نشده است،\* و هيچ كس[ در ذات و صفات] همانند و همتا و شبيه او نمىباشد.