عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٢٣٤ - سلامتى دين در عزلت
نيست، چرا كه در سكوت، انسان حرف ديگران را ممكن است نزند، ولى ممكن نيست حرف ديگران را نشنود، ولى در عزلت هم حرف نمىزند و هم حرف نمىشنود.
و اگر نتوانى ملازم با سكوت شوى، پس به اندازه ضرورت و به طريقى كه منجر به خسران معنوى نشود حرف بزن، گر چه اين حرف زدن از نظر ارزش به سكوت نمىرسد، چرا كه هر كس ناچار به حرف باشد، پرهيزش از سخن لغو، بسيار مشكل است.
و اگر با اين مراتب، به سربردنت مشكل است و نتوانى از اين طرق به سلامت واقعى برسى و قدرت حفظ آن را نداشته باشى، لاعلاج تن به مسافرت بده و از شهرى به شهرى برو، نفس را در وادى تمام شدن قرار بده كه با سفرهاى متعدد عمر و وقت تمام شود، بهتر از آن است كه دين و ايمان ضايع گردد.
در سفر مواظب باش كه نفس ميل به بدى و تيرگى و كدورت نكند و پاكى آيينه دل از دست نرود و احوال درونت از خشوع و صبر منحرف نشود، آرى سفر گاهى علاج گناه و بدبختى است و اگر راه سلامت و نجات از وساوس و اغواهاى شياطين درونى و برونى سفر باشد، بايد سفر رفت و طريق عالى مهاجرت پيش گرفت ورنه بر اساس آيات قرآن مسؤول ماندن در محل و از دست دادن دين، خود انسان است و به اين خاطر به عذاب الهى دچار خواهد شد چنانچه در آيه شريفه آمده[١]:
آنان كه به ترك هجرت ظالم برخود بودند، فرشتگان به وقت جان گرفتن از آنان به آنان مىگويند: شما در كار دين و سعادت خود در چه چيز بوديد؟ و با چه طايفهاى و در كجا به سر برديد؟ اينان بر طريق اقامه عذر مىگويند ما در زمين و در
[١] -النساء( ٤): ٩٧.