عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٢١٨ - اخلاق و نفس
مقدس او براى يافتن سلامت قلب توفيق شكر بخواهى؛ زيرا به نعمتى دست يافتهاى كه در تمام آفرينش، ما فوق آن نعمت وجود ندارد.
بر توست كه هر لحظه براى حفظ اين سلامت كه منشأ سلامت در نفس و روح و اخلاق و عمل است بكوشى و گاهى يا هميشه به وقت سحر برخيزى و در آن خلوت عاشقانه روى بر خاك گذارى و با تمام وجود در حال زارى و اشكريزى به محضر مقدس آن جناب عرضه بدارى:
|
اى باد برو اگر توانى |
برخيز سبك مكن گرانى |
|
|
بگذر سحرى به كوى جانان |
درياب حيات جاودانى |
|
|
بارى تو نهاى چو من مقيد |
از وى به چه عذر باز مانى |
|
|
خاك در او ببوس و از ماش |
خدمت برسان چنان كه دانى |
|
|
دارم به تو من توقع اينك |
چون خدمت من بدو رسانى |
|
|
گر هيچ مجال نطق يابى |
گويى به زبان بىزبانى |
|
|
ما تشنه و آب زندگانى |
در جوى تو رايگان تو دانى |
|
|
با ما نظر عنايت اى دوست |
گر بهتر از اين كنى توانى[١] |
|
اخلاق و نفس
نفس در وجود انسان عامل حيات و مرگ ظاهر و علت حيات و مرگ باطن است.
نفس تابلويى است كه در وقت ولادت هيچ نقشى جز استعدادهاى محض بر آن نيست، اگر از ابتدا به اين حقيقت توجه شود كه اين تابلو در برابر نقاش عادل و
[١] -فخرالدين عراقى.