عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ١٥٣ - درسهايى از زيارت كعبه
و حيوانى برمىآيد.
«للناس»: در آيه گويا اشاره به همان جهت انسانيت است، اينگونه انگيزهها و مبادى عالى انسانى چون مبتلاى به بندها و جاذبههاى غرايز مادى است، مىكوشد تا خود را از اين بند برهاند و به كمالات شايسته خود برساند، از اين رو انسان همين كه امام را با ابتلائات معنوى و اتمام كلماتش شناخت شيفته او مىشود و مىخواهد در ولايت او در آيد.
[و إذ ابتلى إبراهيم ربه بكلمات فأتمهن قال إني جاعلك للناس إماما قال و من ذريتي قال لا ينال عهدي الظالمين][١].
و [ياد كنيد] هنگامى كه ابراهيم را پروردگارش به امورى [دشوار و سخت] آزمايش كرد، پس او همه را به طور كامل به انجام رسانيد، پروردگارش [به خاطر شايستگى ولياقت او] فرمود: من تو را براى همه مردم پيشوا و امام قرار دادم. ابراهيم گفت: و از دودمانم [نيز پيشوايانى برگزين]. [پروردگار] فرمود: پيمان من [كه امامت و پيشوايى است] به ستمكاران نمىرسد.
مىبينيد كه ستمگر از اين حريم خارج است و بزرگترين ستم بر نفس، جلوگيرى از شناخت امام و پيشوا است و آن كس كه خود را در حريم بينايى قرار ندهد ستمگر و متجاوز است.
در هر صورت چون خود امام و ابتلائاتش و اتمام كلماتش به صورت ظاهر وجود ندارد، صورتى از ولايت امام، همين خانه است كه بنا و مناسك و آداب آن معناى امامت ابراهيم را تصوير و تجسيم مىنمايد، چنان تصويرى كه نه زيان فكرى و اعتقادى و راهزنى مجسمه را دارد، نه تنها شمايل ظاهرى را مىنماياند و نه تنها مانند كتاب فقط شرح حال است، نه اين شهر و اين خانه براى اين ها و اينگونه
[١] -بقره( ٢): ١٢٤.