عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ١٤٣ - ١٧ - زير سايه بودن
١٧- زير سايه بودن
از ميقات تا حرم با سر برهنه و زير آفتاب سوزان حركت كردن، يكى از برنامههاى مهم حج است.
در اين وقت است كه انسان به ياد محشر كبرى و قيامت عظمى مىافتد.
زائران خانه دوست! اينجا جاى سايه انداختن بر سر نيست كه سايه رحمت و عنايت و لطف و مرحمت بر سر تست.
تحمل اين معنى احتمالا براى اين است كه انسان از كسالت و تنبلى دور شده و چرخ وجودش براى فعاليتهاى عالى الهى به حركت در آيد.
حاجى پس از محرم شدن در ميقات، چون قصد حركت به سوى حرم كرد، تا در خود قوت و قدرت مىبيند، بايد در فضاى آزاد حركت كند.
سر برهنه بودن، با دو قطعه پارچه حركت كردن، آن هم زير آفتاب سوزان عربستان خود رياضتى شرعى و تحمل مشقتى الهى است.
سر برهنه، دلى شكسته، غم دورى از وطن و زن و فرزند و دوستان، حالى به انسان مىدهد كه آدمى از بيانش عاجز است.
چه عالى است اگر انسان در ميان كاروانيان، اهل دلى پيدا كند و با اتصال به حال او حالى به او دست دهد، از فراق رها شده به فضاى وصال بيايد و در برابر حضرت جانان با كمال انكسار عرضه بدارد:
|
دل من بياد جانان زجهان خبر ندارد |
سر من به غير مستى هنرى ديگر ندارد |
|
|
هنر دگر نباشد بر ما به غير مستى |
نبود هنر جز آن را كه زخود خبر ندارد[١] |
|
[١] -ملا محسن فيض كاشانى.