عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ١١٧ - در راه سفر
|
جان ما را تعلقى كه به توست |
با خود آوردهايم آن زنخست[١] |
|
در راه سفر
حاجى چون در وطن خود، به تمام تعهدات الهى و انسانى عمل كرد و وجود خود را از بار سنگين قيود و زنجيرهاى اسارت آزاد كرد، آهنگ و قصد خود را به تدريج جامه عمل بپوشاند و حركت به سوى وادى امن و مقام قرب و ديار وصال آغاز نمايد.
در اولين مرحله اجراى برنامه، چون با مال و زن و فرزند و قوم و قبيله و دوستان و آشنايان به وداع برمىخيزد، تصور كند كه هنگام انتقال از دنيا به آخرت رسيده و توجه داشته باشد كه عامل به وظايف و تعهدات و مسئوليتها هنگام سفر به آخرت خوشحال و فرارى از تكاليف به وقت خروج از ديار جهان ناراحت و در رنج و عذاب است.
عزم خود را براى حركت به مكه با ياد مرگ جزم كند و به خود بقبولاند كه بايد براى خانه آخرت استعداد پيدا كند.
در راه سفر تمام سعى خود را صرف مواظبت و مراقبت بر آداب الهى نمايد و با تمام هم سفران خوشرفتار باشد، در طول سفر به ياد انبيا و ائمه و اوليا باشد كه با لباسى ناشناس به كاروانها مىرفتند و هر خدمتى از دست آنان ساخته بود به زوار خانه حق انجام مىدادند.
[١] -عشاقنامه، فخرالدين عراقى.