عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ١١٦ - وداع
منى
چون از عرفات كوچ كند و رو به حرم آيد از اين اذن ثانوى به دخول حرم تفأل زند و به قبول حجش و قربش به خداى خود و مأمون بودن از عذاب الهى، چون به منى رسد رمى جمار كند، ملتفت باشد كه باطن اين عمل دور كردن شيطان است.
وداع
بارى چون حرم را وداع كند بايد در كمال تضرع و مشوش الحال باشد كه هر كس او را ببيند ملتفت شود كه اين شخص عزيزى را گذاشته و مىرود، مثل گذاشتن حضرت ابراهيم، اسماعيل و هاجر را و بناى او بر اين باشد كه اول زمان تمكن باز برگشت به اين مكان شريف نمايد و بايد دائم ملتفت ميزبان خود باشد كه مبادا به بىادبى او را وداع نمايد كه ديگر او خوش نداشته باشد اين ميهمان ابدالاباد به خانه او قدم گذارد، اگر چه اين ميزبان سريع الرضاست، لكن مراعات ادب تا جايى كه در قدرت است بايد از اين طرف باشد، آرى زائر به وقت وداع بايد دامن كعبه را بگيرد و در كمال خضوع و خشوع و با اشك به محضر حضرت محبوب عرضه بدارد:
|
اگر اى آرزوى جان كه تويى |
باز بينم تو را چنان كه تويى |
|
|
شوم از قيد جسم و جان فارغ |
به تو مشغول و زجهان فارغ |
|
|
گر تو روزى بگفتن سخنى |
التفاتى كنى بمثل منى |
|
|
چون حديث تو بشنود گوشم |
رود از حال خويشتن هوشم |
|
|
ديده را ديدن تو مىبايد |
ديدنت گر چه شوق افزايد |
|