عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٣٨٤ - حكمت در گشايش كار
آخر بدين خوان كرم ما چه نقصان ديدهاى كه چنين نوميد شدهاى.
[الله لا إله إلا هو][١].
خداى يكتا كه جز او هيچ معبودى نيست.
يعنى چون الله يكى است تقدير او برآيد و بس، تو دل به الله نه و اين تدبيرها و آرزوها را از كتفهاى خود بيرون انداز و برو اين بيخكهاى مرادها و پيشنهادها را از خود بتراش و از هر چه مىترسى كه بيايد، آمده گير و اين شيشه وجود را شكسته گير، چو همچنين خواهد شدن، پس مشغول شدن به حضرت بارى اولى بود.
سؤال كرد كه كريم چون چيزى بدهد باز بستاند نان داد باز ستاند، جان داد باز ستاند، گفتم: اگر پدر درستهاى زر و سيم را بيارد و پيش دختر و پسر بريزد و گويد: كه اين از آن شماست و باز از پيش ايشان برگيرد تا به جايى نهد و ايشان بگريند كه چرا از پيش ما برداشتى و باز بردى، پدر گويد: از بهر آن برمىدارم تا روز جهاز و عروسيتان بباشد، اگر همين ساعت شما را بدهم بنا جايگاه خرج كنيد و آن روز كه بايستتان شود شرم زده و با تشويش بمانيد، كرم اين است كه از پيش شما برگيرم، نه آنك كار را به شما مهمل فرو گذارم و ديگر آنك شما را درين حجره به مهمانى فرود آوردهايم، چون يگانگى ورزيديت به سراى خاص برم و در آنجايتان ساكن گردانم، اگر شما را داديمى همه را تلف كردتانى و ربايندگان ربودندى و به غارت بردندى و به هوا و آفتاب سوخته شدندى و از سرما فرسوده گشتيديتى، پس كرباسها را در آن عيبه پمدانه نهاديم و ابريشمين را در گنجينه تخم پيله نهاديم، تا اگر دزدان اين را ببرند كليد آن گنجينه را بانيابند كه ببرند و آن قفل را نتوانند كه بگشايند.
[١] -بقره( ٢): ٢٥٥.