عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ١٠٥ - بشارتهاى الهى در روايات
حضرت ابراهيم به ملك الموت فرمود: دوست دارم تو را به آن صورتى كه نزد مؤمن مىآيى ببينم، عرضه داشت: صورت برگردان. سپس گفت: مرا ببين. چون ابراهيم وى را ديد، صورتى زيبا به مانند يك جوان مشاهده كرد كه در بهترين لباسها آراسته شده، ابراهيم ٧ فرمود: اگر براى مؤمن لذتى نباشد مگر جمال تو، سزاوار است كه تقاضاى مرگ كند تا جمال تو را مشاهده كند[١].
مؤمن ممكن است از مرگ كراهت داشته باشد، براى رفع كراهت او در حديث مهمى مسائلى ذكر شده به اينصورت:
به ملكالموت مىفرمايند: مانند بندهاى كه جلوى آقاى خود حاضر شود، به بالين بنده من حاضر شو و از طرف من به او سلام برسان و به او بگو: خداوند منتظر لقاى روح توست، اگر بنده من به مرگ راضى شد و اجازه قبض روح داد او را به عالم بعد منتقل كن، ورنه براى عبورش از عالم مادى به عالم آخرت و جلب رضايت او وسيله ديگر فراهم كنم.
چون ملكالموت به بالين مؤمن محتضر آيد و سلام حق را برساند و از او اجازه قبض روح خواهد، مؤمن مىگويد: ميل دارم در دنيا بمانم و به عبادت حق مشغول باشم. ملكالموت عرض مؤمن را به حق عرضه مىدارد، خداوند مىفرمايد: از جاى او در بهشت دسته گلى چيده و براى بو كردن به او عطا كن، سپس پرده را كنار بزن تا جاى خويش را در بهشت ببيند، اگر به مشاهده كردن مقام خود و بوييدن بوى گل از گلستان بهشتى راضى به موت شد او را قبض روح كن ورنه وسيله ديگرى براى رضايتش فراهم كنم.
مؤمن چون آن اوضاع را ببيند راضى به موت شود، ولى بعضى از مؤمنان كه از
[١] -عوالى اللآلى: ١/ ٢٧٤، حديث ١٠٠.