عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٩٣ - سجده و ترك خويشتن
سوى و به معراج يونسى «كه به فرو رفتن در بطن ماهى حاصل شده» متحقق شدن به توجه اصل خويش بىرؤيت حجاب.
و سر بر تراب نهادن اشارت به رؤيت جمال جميل است در باطن قلب خاك و اصل عالم طبيعت.
و آداب قلبيه آن يافتن حقيقت خويش و اصل ريشه وجود خود است و نهادن ام الدماغ كه مركز سلطان نفس است و عرش الروح است به ادنى عتبه مقام قدس و ديدن عالم خاك است، عتبه مالك الملوك.
پس سر وضع سجودى، چشم از خود شستن است و ادب وضع رأس بر تراب اعلى، مقامات خود را از چشم افكندن و از تراب پستتر ديدن است و اگر در قلب از اين دعاوى كه به حسب اوضاع صلاتى اشارت به آنهاست علتى باشد، پيش ارباب معرفت نفاق است و چون خطر اين مقام بالاترين خطرات است سالك الى الله را لازم است به جبلت ذاتى و فطرت متمسك به ذيل عنايت حق جل و علا گردد و با ذلت و مسكنت عفو تقصيرات را طلب كند كه اين مقامى مخطور است كه از عهده امثال ما خارج است.
و بالجمله، سجده نزد اهل معرفت و اصحاب قلوب، چشم فروبستن از غير و رخت بر بستن از جميع كثرات اسما و صفات و فناى در حضرت ذات است و در اين مقام نه از سمات عبوديت و نه از سلطان ربوبيت در قلب اوليا اثرى است و حقتعالى خود در وجود عبد قائم به امر است:
«فهو سمعه وبصره بل لاسمع ولا بصر ولا سماع ولا بصيرة وإلى ذلك المقام تنقطع الإشارة»[١].
[١] -پس او[ خدا] گوش و چشم اوست بلكه[ با وجود خدا] نه گوشى است و نه چشمى و نه شنوايى است و نه بينايى، آن گاه كه بنده به اين مقام رسيد اشارات قطع شده و بىمعنا مىگردد.