عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٣٨١ - معانى اصطلاحات عرفانى
شود و چون منور گردد به نور قدس و به هدايت حق، وهم و خيال از ديده او مرتفع گردد.
جذبه: تقرب عبد است به حضرت حق به مقتضاى عنايت الهى و مهيا گردانيدن مجموع مايحتاج بنده در طى منازل و قطع مراحل بىكلفت وسعى.
جمعيت: اجتماع همت است در توجه به سوى حضرت حق.
تفرقه: تقنع خاطر است و مشغولى به خلق.
همت عالى: همم عاليه متعلق نگردد الا به حق و ملتفت نشود به غير او و راضى نبود به احوال و مقامات و توقف ننمايد به اسما و صفات و نظر نفرمايد الا به عين ذات.
هوى: ميل نفس به مقتضيات طبع.
هواجس: خاطر نفسانى.
واقعه: آنچه فرود آيد به دل از عالم غيب به هر طريق كه باشد.
وصل: فناى عبد است از اوصاف خود در اوصاف حق.
حجاب: انطباع صور در دل كه مانع قبولى تجلى حقايق بود.
حريت: و آن بر مراتب است: حريت عامه از رق شهوات و حريت خاصه از رق مرادات به فناى ارادت ايشان در ارادت حق و حريت خاصة الخاصه از رق رسوم و آثار به فناى وجود خود در تجلى نور الأنوار.
طوالع: اول چيزى كه پيدا شود از تجليات اسماى الهيه بر باطن عبد و مزين گرداند اخلاق و اوصافش را.
ليلة القدر: شبى كه سالك را به تجلى خاص مشرف گردانند، تا به آن تجلى بشناسد قدر و رتبه خود را نسبت با محبوب.
مجذوب: عزيزى كه حقتعالى او را از براى خود برگزيند و برساند او را به جميع