عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٣٦٦ - حكمت در حقيقت دنيا و آخرت
و عادل اشكبار، نامهها پران بر يمين و يسار، مردم در دهشت و انتظار، ملائك غلاظ و شداد در تردد و عقوبت الهيه بر مرده و عصات در تشدد، يكى از اسامى آن روز يوم الحساب است و ديگرى يوم التناد، از طرفى منادى با خنده و بشارت ندا مىكند:
يا أهل الجنة اركبوا.
اى اهل بهشت، سوار شويد.
و از جاى ديگر ندا مىكند كه:
يا أهل النار اخسئوا.
اى اهل آتش، دور شويد.
يكى را خلعت مىبخشند و ديگرى را مىكشند، طايفهاى سرمست شراب طهور و قومى جگرهاشان قطعه قطعه از ضريع و زقوم.
ماندهام حيران، نمىدانم از قهرش بيان كنم يا از مهرش بگويم، اهل قهرش خاكيان و اهل مهرش افلاكيانند، يعنى اشخاصى كه خود را به افلاك نوريه رساندهاند، اعتنايى اصلا به اين افلاك ندارند، جسمشان جان و جانشان در عرش رحمان.
اى به فداى قلوبى كه نور الهى جل جلاله در آنها تابان و جلالت مرتبهشان بىپايان، خود را از عالم گسسته و به عالم انوار پيوسته، منور به انوار معرفت و مخلع به خلعت محبت، زهدشان پشت پا به دنيا زده، توكلشان سر از گريبان توحيد بيرون آورده، از خلق عالم رميده و به مقام قرب آرميده، فكرشان نور، ذكرشان نور و باطن و ظاهر و جسم و جان و خيال و عقل و جنان همه نور و غرق درياى نور، بس است من ناپاك كجا و مدح و وصف پاكان كجا، امثال ما بايد در