عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٣٦٤ - حكمت در حقيقت دنيا و آخرت
امواج آمالش بسى كشتىهاى عمر را به باد داده و جبال هموم و غمومش بسا پشتهها از كشتهها نهاده، مارهاى معاصى مهلكه آن چه بسا اشخاص را به سم خود هلاك كرده، نهنگهاى اوصاف مذمومه آن دريا چه كسان را فرو برده و آب محبت تلخ و شورش چه مردمان را كور و چه چشمها را بىنور نموده، هر كه در اين دريا غرق شد سر از گريبان نار جحيم بيرون آورده و در عذاب اليم خواهد ماند!!
آدمهاى اين ديار نسناس و سياحت ايشان در اين ديار به ساحت وسواس است.
راهزنانش جنود ابليس و اسلحه جنگشان خدعه و تلبيس است، اگر از عمق اين دريا بپرسى عرض خواهم كرد كه انتها ندارد و اگر باور ندارى به غواصان اين دريا، يعنى اهل دنيا از اولين و آخرين نظر نما و ببين كه همگى در آن غرق شده، احدى به قعر آن نرسيده و اگر بهتر مىخواهى بفهمى به حال خراب خودت نگاه كن و ببين كه هر قدر داشته باشى باز زياده از آن را طالبى و حرصت در جايى توقف نمىكند.
اى آقاى من، اين دنيا چگونه مردم را بخاك سياه نشانده و قلوب ايشان را كه براى محبت و معرفت خلق شده، طويله اسب و استر نموده، جوارحشان از قاذورات گنديده و دلهاشان آنى خضوع و خشوع نديده و ذرهاى ذوق حلاوت را نچشيده، نه در نهادشان از توبه اثرى و نه در اوهام و تفكر نحس ايشان از خداوند جل جلاله خبرى!!
شب و روز به سيف و سنان و لسان، عرض و مال و عصمت مسلمانان را پارهپاره مىكنند، قلوبشان خالى از ذكر و فكر و مملو از حيله و مكر است، دست عقل را بسته و دست هوا را گشاده، چه زخمها از آن دستها بر كبد دين رسيده و چه مصيبتها در شرع شريف برپا شده.
لباس خداييان را كنده و جامه فرنگيان را پوشيده، اطعمه و اشربه اسلام را بدل به زهر و زقوم نصارى و دهريان نمودهاند.