عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٣٤١ - فناى ذاتى
هنگامى كه براى آنان نشانههاى با عظمت تو آشكار گشت آنان را رهبرى كردى.
آن كس كه تو را از دست داد چه به دست آورد و كسى كه تو را پيدا كرد چه از دست داده؟
آن كس كه غير تو را عوض از تو گرفت مأيوس شد و كسى كه غير از تو را از موجودات متغير جستجو نمود خسارت برد.
به غير تو چگونه مىتوان اميدوار شد، در صورتى كه صفت احسان تو تبديلپذير نيست.
اى وجود مقدسى كه به محبوبانت شيرينى همدميت را چشاندى، پس آنان از نتيجه اين مرحمت پيشاپيشت به تملق ايستادند، اى آن كه بر عاشقانت جامههاى هيبت پوشاندى تا در برابرت به جستجوى آمرزش قيام كردند.
تويى يادكننده پيش از يادكنندگان، تويى آغازكننده به احسان پيش از روى آوردن بندگان، تويى جود كننده به عطا پيش از خواستن خواستاران، تويى بسيار بخشنده و سپس نسبت به آنچه به ما بخشيدهاى، از وام طلبانى.
الها! مرا با رحمتت بخواه تا به تو برسم و مرا با منتت جذب كن تا به تو روى آرم، الهى جدا اميدم از تو بريده نشود، گرچه نافرمانى كنم، چنانكه ترسم از من جدا نشود گرچه اطاعت كنم.
جهانيان مرا به تو ناچار كردهاند، دانشم مرا به كرمت انداخته، تويى آرزوى من چگونه از تو نوميد شوم؟ و تويى تكيهگاه من چگونه سبك شمرده شوم، چگونه دعوى عزت كنم و حال اين كه در ذلت مركزم دادهاى و از طرفى چگونه دعوى عزت نكنم و حال آن كه مرا به خود نسبت دادهاى.
معبودا! چگونه نيازمند نباشم و حال آن كه مرا در ميان تهيدستان نشاندى و از طرفى چگونه نيازمند باشم و حال آن كه مرا با جودت بىنياز گرداندى؟