عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٣٣١ - حكمت در معرفى انسان كامل
آن و پيروان اويند.
جام جهان نمايش نيز خوانند، چرا كه اسرار هستى در او پيدا و عالم كون و فساد بر رأى صائبش هديه است.
و اكسير اعظمش گويند، چرا كه اكسيروار وجودش كمياب و نحاس قلب اهل حواس از مساسش زرناب است.
گوگرد احمرش نيز خوانند كه وجدان وجودش مشكل و طالبان كيمياى معرفت را از عدم تحصيلش خون در دل است.
هاديش لقب كردهاند كه گم گشتهگان در بىخبرى و غفلت را به شهرستان دانايى و آگاهى هدايت مىكند.
مهديش نام نهادهاند كه دجال جهل و شهوت را گردن مىزند[١]، اين است موقعيت و مقام انسان كه حكما و عرفا در مقام بيانش برآمدهاند و چه پر ارزش گوشى كه اين مقامات را بشنود و صاحبش براى آراسته شدن به اين حقايق با تمام وجود بكوشد و در اين راه از سر و جان بگذرد.
جامع علوم عقليه و نقليه اميرحسين بن عالم بن الحسن الحسينى الهروى در بيان مقام با عظمت انسان فرموده:
|
اى قطره تو غافلى زدريا |
در جوى تو مىرود هويدا |
|
|
آيينه هر دو عالمى تو |
بنديش كه با كه همدمى تو |
|
|
اى صورت خوب و زشت با تو |
هم دوزخ و هم بهشت با تو |
|
|
در برج تو ماه و آفتاب است |
ليكن پس پرده سحاب است |
|
|
فانى شو اگر بقات بايد |
بگذر ز خود ارخدات بايد |
|
[١] -تذكره رياض العارفين: ٢٤.