عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٣٠٦ - فلسفه زكات در قرآن
اسلام، عواطفى را در نهاد ثروتمندان تحريك مىكند كه بىاختيار بخش عمدهاى از اندوختههاى مهر و عطوفت خويشتن را بر سر و روى مستمندان نثار مىكنند. اين به خاطر آن است كه كوشش طبقه ثروتمند در راه آراستن وضع نابسامان فقرا از ضروريات هر اجتماعى است، تا سرانجام منجر به آراستگى وضع عمومى آن جامعه گردد.
اسلام، براى اجراى اين منظور با ترغيب و تهديد، مردم را وادار به عمل مىكند هر جا كه كار بدست مسلمانان افتد و دلها پذيراى قانون حق شود، مستمندان واقعى داراى حقوق جارى مىگردند.
حقوق جارى گاهى به صورت كفاره، گاهى به صورت صدقه، گاهى به صورت فطريه، گاهى به صورت انفاق و گاهى هم به عنوان زكات آمده كه از واجبات مهم دينى است.
آيا ثروتمندان دوست ندارند زكات اموالى كه بدست مىآورند بپردازند؟
به اين سؤال پاسخ دهيد، ببينيم آيا اينان مايلند كه اين حق را كه بر عهدهشان از واجبات حتمى به شمار آمده ادا كنند و به راه سامان بخشيدن به وضع تنگدستان بذل مال نمايند، تا در نتيجه قلوبشان از كينه تهى گردد، آخر سود اين كردار پسنديده آن است كه فقير به جاى ابراز دشمنى با او دوستش گردد و از دل و جان برايش كار كند. آيا اين باعث آرامش و صلح همگانى در جامعه نيست؟
|
گر از اين چاه طبيعت كه جهان من و توست |
به در آييم جهان جمله از آن من و توست |
|
|
آسمان پهنه خوانى است ميان تو و من |
مهر و مه قرصه نانى كه بخوان من و توست |
|