عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٣٠٠ - ثروت و بخل در قرآن
اسلام در اولين مراحل دعوت خود، براى آن كه دلها بهتر آمادگى درك قوانينش را پيدا كنند، زيان تضييع حقوق مستمندان را سنجيد، چنان كه زيان الغاى مالكيت فردى را نيز محاسبه نمود.
آن گاه مالكيت فردى را تثبيت نموده و در حالى كه اين ناموس جهان را به مجراى طبيعى خود باقى گذاشت راههايى هم براى پيشگيرى از مفاسد بحران اقتصادى پيشنهاد كرد.
راههاييكه به زورگويى ارباب زر و سيم بر طبقه فقير خاتمه مىداد، اسلام با اين روش هم قوانين جارى را محفوظ نگاه داشت و هم اصول اجتماعات و حقوق فردى را رعايت كرد و هم از فتنه بحران كمونيستى ممانعت بعمل آورد.
پس اسلام حد ميانهاى بين افراط و تفريط در اين باب اتخاذ نموده همانسان كه رفتارش در تمام قوانين اين چنين است.
قرآن اعلام داشت كه مال در دست ثروتمند، چيزى جز امانت خدا نيست كه او را به حفظ و اداره و توزيع در راههاى خوب و مفيد موظف گردانيده.
قرآن وحدت ملى را به مردم گوشزد كرد كه شامل همكارى و هم پايندگى بوده و اين كه اگر مال بدست برخى افتد، باز بايد طورى باشد كه به تمام اجتماع نيرو و ايستادگى ببخشايد.
قرآن با بخل و امساك كه مانع دلسوزى و كمك بر ضعيفان ومستمندان است مبارزه كرد و بخل را از مهمترين آفاتى دانست كه اجتماع انسانى را متضرر و زندگى ملتها و برنامههاى عمرانى آنان را درهم مىپاشد!!
بخل مانع اظهار همدردى و تعاون است و نهال كينه كشت مىكند و از آن در نفوس توده مردم، انقلابى پديد مىآيد كه همه جا را به ويرانى مىكشد.
قرآن مجيد ثروتمندان را به خاطر تقصير در اداى حق فقير تهديد مىكند و اين كه