عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٢٦٧ - حكايتى از مبارزه با نفس
|
آدميزاده اگر بىادب است آدم نيست |
فرق در جنس بنى آدم و حيوان ادب است |
|
اولياى الهى، عارفان عاشق، وارستگان با فضيلت، از هر فرصتى براى تهذيب نفس و تزكيه دل و مؤدب شدن خويش به آداب الهى استفاده مىكردند.
در اين راه تلخىها مىچشيدند، رياضتهاى شرعيه مىكشيدند، تمرينها مىكردند و آنچه را ملاك كار و عمل قرار مىدادند فقط و فقط رضايت حضرت حق بود.
حكايتى از مبارزه با نفس
سال ١٣٦٤ هجرى شمسى در اصفهان براى سخنرانى دعوت شده بودم.
مىدانستم اصفهان روزگارى مركز زندگى بسيارى از اولياى خدا و عالمان كامل بود.
شهر، شهر حكيمان، فقيهان، فيلسوفان، عارفان، عاشقان، كاملان و شهيدان خداست، بر همگان لازم است كه اين حيثيات و سرمايههاى اين شهر را حفظ كنند.
در مدت اقامتم، عاشقانه به دنبال زيارت قبور مردان الهى، يا آنان كه چهرههاى الهى را زيارت كرده، بودم.
بيشتر گشتم، كمتر موفق شدم، سرمايههاى عظيم از دنيا رفته بودند، در گوشه و كنار شهر به ندرت كسانى پيدا مىشدند كه يا خود اهل حال بودند يا با اهل حال گذشته سر و سرى داشتند.
يك شب چهرهاى نورانى در جلسهاى كه براى تبليغ بپا بود حضور يافت، قيافه ملكوتى او مرا جذب كرد، از احوالش پرسيدم، گفتند: عالمى بزرگوار و سيدى