عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٢٠٢ - استجابت دعاى دعا كنندگان
و طبيب از علاجم عاجز شد، پدرم مرا در آغوش گرفت و نزد سيدى بيدار و صاحب نفسى با حال برد و داستان رنج مرا براى او بازگفت، آن مرد سرى به جانب آسمان برداشت، آن گاه روى به من كرد و گفت: اى تب سوزنده! او را رها كن. لحظهاى نگذشت كه تب مرا رها كرد و تا اين زمان كه هفتاد سال از عمرم گذشته تب به سراغم نيامده.
اما دو داستانى كه واسطه دومش هستم:
فرزند مرحوم محدث قمى صاحب كتب ارزندهاى چون «سفينة البحار»، «مفاتيح الجنان» و «الكنى و الالقاب» و... برايم نقل كرد، پدرم دچار چشم درد شديدى شد، اطباى عراق از علاجش عاجز شدند، روزى از مادرم خواست كتاب «الكافى» را به او بدهد، كتاب را از دست همسرش گرفت و گفت: اين كتاب مايه از اهل بيت رسول الله : دارد و امكان ندارد خداوند به وسيله ماليدن اين كتاب به چشم مرا از درد ديده خلاص نكند، چشم به حق دوخت و با دلى سوخته كتاب «الكافى» را بر چشم ماليد، ديده او از درد و الم رهايى يافت.
ديگر اين كه: پدرم دچار مرض سختى شد، دارو نسبت به او از اثر افتاده بود، پس از رنج بسيار به مادرم گفت: اين انگشتان من سالهاست كه آثار اهل بيت : را مىنويسد، اگر اثرى الهى در اين انگشتان نباشد بايد آن را قطع كرد، ظرفى پاك بياورد و مقدارى آب در كنار آن بگذارد، آب و ظرف را به حضور آن مرد الهى آورد، انگشتانش را در آن ظرف گرفت و آب بر روى آن ريخت و آن آب را در حاليكه به سبب آن از خداوند طلب شفا كرده بود خورد و از بيمارى برخاست.
آرى، تو دل بر او بند و از مقام دعا دست بر مدار كه در صورت رابطه با حضرت او به وقت دچار شدن به درد، در صورتى كه كليدهاى ظاهرى از باز كردن قفل درد عاجز باشند، با كليد دعا دردت را شفا دهد.
|
دلبرا پيش وجودت همه خوبان عدمند |
سروران در ره سوداى تو خاك قدمند |
|
|
شهرى اندر طلبت سوخته آتش عشق |
خلقى اندر هوست غرقه درياى غمند |
|
|
خون صاحبنظران ريختى اى كعبه حسن |
قتل اينان كه روا داشت كه صيد حرمند |
|
|
گاهگاهى بگذر بر صف دل سوختگان |
تا ثنايت بگويند و دعايى بدهند |
|
|
هر خم زلف پريشان تو زندان دلى است |
تا نگويى كه اسيران كمند تو كمند |
|
|
جور دشمن چه كند گر نكشد طالب دوست |
گنج و مار و گل و خار و غم و شادى بهمند |
|
|
سعديا عاشق صادق زبلا نگريزد |
سست عهدان ارادت زملامت برمند[١] |
|
استجابت دعاى دعا كنندگان
عن أبى عبدالله ٧ قال: ألدعاء كهف الإجابة كما أن السحاب كهف المطر[٢].
امام صادق ٧ فرمود: دعا خزانه و گنجينه اجابت است. چنانچه ابر مخزن باران است.
[١] -سعدى شيرازى.
[٢] -الكافى: ٢/ ٤٧١، باب أن من دعا استجيب له، حديث ١؛ وسائل الشيعة: ٧/ ٢٦، باب ٢، حديث ٨٦١١.