عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ١٩٣ - دعا امرى فطرى
دعا امرى فطرى
٦- دعا را براى بشر امرى فطرى و ضرورى مىداند، چه اين كه انسان در دريايى از محدوديتها و گرفتارىها و مشكلات و رنجها دچار است و براى رهايى از اين امور، چارهاى جز دعا به پيشگاه حضرت او ندارد و دعا را در اين زمينه عامل هدايت و آشنايى با خدا دانسته، در عين اين كه عدهاى را پس از دعا نسبت به حضرت حق فراموشكار و ناسپاس مىداند.
[و إذا مس الناس ضر دعوا ربهم منيبين إليه ثم إذا أذاقهم منه رحمة إذا فريق منهم بربهم يشركون][١].
هنگامى كه به مردم آسيب و گزندى برسد، پروردگارشان را در حالى كه به سوى او روى آوردهاند، مىخوانند، سپس زمانى كه رحمتى از سوى خود [چون نعمت، ثروت، اولاد و امنيت] به آنان بچشاند، ناگهان گروهى از آنان به پروردگارشان شرك مىورزند.
[فإذا ركبوا في الفلك دعوا الله مخلصين له الدين فلما نجاهم إلى البر إذا هم يشركون][٢].
[مشركان تا در امنيت و آسايشند، بر آيين شرك تعصب دارند،] پس زمانى كه در كشتى سوار مىشوند [و در وسط دريا امواج خطرناك آنان را محاصره مىكند] خدا را در حالى كه ايمان و عبادت را براى او [از هرگونه شركى] خالص مىكنند، مىخوانند و چون به سوى خشكى نجاتشان مىدهيم به ناگاه
[١] -روم( ٣٠): ٣٣.
[٢] -عنكبوت( ٢٩): ٦٥.