عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ١١٣ - سجده تواضع
در آسمان ملكى است به نام حزقائيل داراى هيجده هزار بال پر قدرت، ما بين هر بال او تا بال ديگر پانصد سال راه ملكوتى است.
روزى به خاطرش گذشت آيا در فوق عرش چيزى هست، خداوند قادر بالهاى او را دو چندان كرد و به او امر به پرواز فرمود، آن ملك راه پريدن گرفت بيست هزار سال به سالهاى ملكوتى پريد بجايى نرسيد، باز بالها و قدرت او مضاعف شد و به امر حق به پريدن ادامه داد، سى هزار سال ملكوتى ديگر پريد ولى به سر يك ستون از ستونهاى بىشمار عرش نرسيد، خداوند عالم به او وحى كرد اگر تا قيامت دنبال پريدن خود را ادامه دهى به آخر يك قائمه عرش نخواهى رسيد، ناگهان ملك فرياد زد:
سبحان ربى الأعلى وبحمده[١].
آرى، در برابر چنين خداى با عظمتى كه صاحب عرش و فرش و لوح و قلم و كرسى و هفت آسمان و ميلياردها ميليارد ملائكه و جن و انس و بحر و بر و موجودات ذرهبينى و غير ذرهبينى است سجده تواضع و ذلت كن، سجده كسى كه در نهايت خضوع و خشوع است و توجه به اين نكته دارد كه از خاك آفريده شده همان خاكى كه قبل از جسم شدن براى او فرش زير پاى انواع حيوانات و مخلوقات بود.
در سجده به مواد خلقت خود توجه كن و بيدار باش همانطور كه از خاك آفريده شدى به خاك بازگشته و در قيامت از خاك بدر خواهى شد، تا كبر و نخوتت بخاك رود و باد عجب و خودبينى از دماغت بيرون شود!
[١] -روضة الواعظين: ١/ ٤٧، مجلس فى العجائب؛ بحار الأنوار: ٥٥/ ٣٤، باب ٤، حديث ٥٤.