اسرار الشهود فى معرفه الحق المعبود - اسيري لاهيجي، شمسالدين محمد - الصفحة ١٦٣ - اختلاف نسخهها
ص ٧٣ ب ٢٥: مصرع دوم در نسخه (د) مغشوش است.
ص ٧٣ ب ٢٦: مصرع دوم در نسخه (د) مغشوش است؛ در (م) بعد از اين بيت اضافه دارد:
|
عاشقان را ناز كى باشد صواب |
وصف معشوقست عاشق را ثواب |
|
______________________________ (٧٤) ص ٧٤ ب ٧: چون شد نور بخش (م).
ص ٧٤ ب ١٧: كآن گدا (ب).
ص ٧٤ ب ١٨: چون حكايت شهر پر شد از فتن (ب)؛ زين حكايت شهر شد پر از فتن (گ- م).
ص ٧٤ ب ١٩: كاين گدا (م).
ص ٧٤ ب ٢١: از سياست (ب- م).
ص ٧٤ ب ٢٢: شاه را گفتا وزير (ب- م).
ص ٧٤ ب ٢٤: اين سياست بر گذار (ب).
(٧٥) ص ٧٥ ب ١: آرد تاختن (ب- م).
ص ٧٥ ب ٣: تا مگر بيند (م- ب)؛ تا مگر بايد (گ).
ص ٧٥ ب ٦: آمد او از پيش آن گلخن (گ).
ص ٧٥ ب ٨: رفته بود (ب).
ص ٧٥ ب ٩: هر سو ... نظر (ب).
ص ٧٥ ب ١٠: شد از وى (ب).
ص ٧٥ ب ١٣: پس بگفت- من به خدمت عرضه كردم (ب).
ص ٧٥ ب ١٥: در نسخههاى (م- گ) دو بيت است:
|
نيست از عشقش زيانى شاه را |
آينه خورشيد مىگو ماه را |
|
|
چون بدانستى كه ناز شاه را |
ناگزير است از نياز آن گدا |
|
ص ٧٥ ب ١٦: از وجهى دگر- گر دارى خبر (ب- م).
ص ٧٥ ب ١٧: هر دو را باهم چو روح و جسم خوان (ب- م).
ص ٧٥ ب ١٨: در جوانمردى (م).
ص ٧٥ ب ١٩: فارغ از گدا (د).
ص ٧٥ ب ٢١: بد آيدى (گ).
ص ٧٥ ب ٢٢: يا نبودى هيچ پروايش (ب- گ)؛ من نبخشم (ب).
(٧٦) ص ٧٦ ب ١: معشوقى دگر (ب- م)؛ مىنبخشم (ب)؛ گرچه هستم دادگر (م).
ص ٧٦ ب ٤: آخرين بيت نسخه (م). اين نسخه به همينجا خاتمه يافته است؛ كه نبخشد (ب)؛ كى ببخشد (گ).
ص ٧٦ ب ٥: شيخ با يقين (گ).
ص ٧٦ ب ٦: زوجه حسن (د- گ).
ص ٧٦ ب ٩: من شنيدم گفت اى (ب).
ص ٧٦ ب ١١: در كم و شادى و در نقصان (ب).
ص ٧٦ ب ١٣: بار دهدله (گ).