اسرار الشهود فى معرفه الحق المعبود - اسيري لاهيجي، شمسالدين محمد - الصفحة ٢١٠ - فرهنگ لغات و اصطلاحات
حنين: بانگ كردن از شادى يا حزن، زارى، ناله، شدت گريه.
خاص الخواص: برگزيده برگزيدگان، ويژه ويژگان؛ خاص الخاص: ويژه ويژه.
خداع: فريفتن، فريب دادن، فريبكارى، خدعه و مكر.
خرابات: شرابخانه؛ و در اصطلاح عبارت است از خراب شدن صفات بشريت و فانى شدن وجود جسمانى؛ خراباتى، مرد كامل است كه از او معارف الهيه بىاختيار صادر شود؛ خراب خرابى عالم بشريت را گويند و گفته شده است كه خرابات و مصطبه عبارت است از خرابى اوصاف نفسانى و عادات حيوانى و تخريب قوت غضبى و شهوانى و عادات و رسوم و تبديل اخلاق مذمومه. مولوى گويد:
|
قصر چيزى نيست ويران كن بدن |
گنج در ويرانيست اى مير من |
|
|
آن نمىبينى كه در بزم شراب |
مست آنگه خوش شود كوشد خراب |
|
عطار گويد:
|
سحرگاهى شدم سوى خرابات |
كه رندان را كنم دعوت به طامات |
|
|
عصا اندر كف و سجاده بر دوش |
كه هستم زاهد صاحب كرامات |
|
|
خراباتى مرا گفتا كه اى شيخ |
بياور تا چه دارى از مهمات |
|
خواجه تاش: غلامان و نوكران يك شخص، همخواجه.
دثار: جامه رويين، روپوش، لباس رويى. دثار جامهاى را گويند كه بالاى شعار پوشند، مانند جبه و فرجى و غيره؛ و اين عمل را در مرتبت كمال عبوديت و بعد از سير و سلوك و اداى وظايف كنند؛ و آن را حقوقى است كه بنده بايد متحقق به مرتبت كمال انسانيت شده باشد و طريقت و شريعت را پايبند شده باشد.
دره: تازيانه، دوال.
درى: درخشان مانند در، روشن، درخشنده.
دق: كوبيدن در.
دمع: اشك، سرشك.
دوتو: دوتا، دولا.