اسرار الشهود فى معرفه الحق المعبود - اسيري لاهيجي، شمسالدين محمد - الصفحة ١٧٧ - اختلاف نسخهها
ص ١٢٢ ب ١٢: مغز گردو در گذار پوستى (ب).
ص ١٢٢ ب ١٤: با مريدان بود شيخى در گذر (گ).
ص ١٢٢ ب ١٥: خوش خرامان و خراب (ب).
ص ١٢٢ ب ١٧: مست وغا (ب).
ص ١٢٢ ب ١٨: انسان شود از حلق دور (د).
ص ١٢٢ ب ٢٠: اى داننده فاش و نهان (گ).
ص ١٢٢ ب ٢٢: يا الهى آنچنان كاينجاى شان (ب).
______________________________ (١٢٣) ص ١٢٣ ب ٣: چون بديدند آن (ب).
ص ١٢٣ ب ٨: شد مراد جمله حاصل بىتعب (ب).
ص ١٢٣ ب ١١: هست جنگ و صلح ايشان سرّ حق (ب).
ص ١٢٣ ب ١٣: وگر خندان شوند- حقاند بر فرمان شوند (د).
ص ١٢٣ ب ١٧: مدح ايشان گر كنم بر قدر (ب).
ص ١٢٣ ب ١٩: نيست كس واقف ز حال اين گروه (ب).
ص ١٢٣ ب ٢١: زانكه از قيد دو عالم مطلقاند (ب).
ص ١٢٣ ب ٢٦: هرچه مىخواهى از ايشان مىطلب (ب).
ص ١٢٣ ب ٢٧: خوش درآ- عجايبهاى او (ب).
(١٢٤) ص ١٢٤ ب ٤: بويى زين فريق (ب).
ص ١٢٤ ب ٦: جمله گويد از خداى ذو المنن (ب- گ).
ص ١٢٤ ب ٨: در پيش وى باشد (ب).
ص ١٢٤ ب ٩: هر كجا يابند نور معرفت (د- گ).
ص ١٢٤ ب ١٠: معرفت عارفتر است (گ).
ص ١٢٤ ب ١٤: كه من از فضل خداى لايزال (گ- د).
ص ١٢٤ ب ١٥: نه ز كس (گ).
ص ١٢٤ ب ١٦: آن يكى گفته (گ).
ص ١٢٤ ب ١٧: نهايت مشكل است (گ).
ص ١٢٤ ب ١٩: اين بيت در نسخه (د) نيست.
ص ١٢٤ ب ٢١: در حقيقت نيست (ب).
ص ١٢٤ ب ٢٢: هرچه بودم گفت با او گفتوگو (د)؛ بود با او گفتگو (گ).
ص ١٢٤ ب ٢٣: هرچه بگرفتم گرفتم هم از او (ب).
(١٢٥) ص ١٢٥ ب ٧: دور ميدانى چرا (ب)؛ دور مىبينى (گ).
ص ١٢٥ ب ١٥: مگذر از ما گر همى جوئى خدا (ب).
ص ١٢٥ ب ٢١: آگهى از پايهام (گ).
ص ١٢٥ ب ٢٤: قطره خوانى (ب).
(١٢٦) ص ١٢٦ ب ٣: از خدا هر لحظه گردى دورتر (ب).
ص ١٢٦ ب ٨: در نسخه (ب) جاى دو مصرع عوض شده است؛ پر از نور لقاست (گ).
ص ١٢٦ ب ١٢: بخود بنگر بدان (گ).